مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣١
مراد از ايدئولوژيكبودن اسلام آن استكه، اين دين دربارهانسان و شئون فردى و اجتماعى او سخنان ثابت و جهتگيرىهاى مشخص و غيرزمانى و غيرموقت دارد.
تنوع جوامع و پيدايش مناسبات اقتصادى و اجتماعى نوبهنو مانع از آن نيست كه اسلام به عنوان مكتب و ايدئولوژى از انسانها بخواهد كه رفتار فردى و اجتماعى و نظام ارزشى، اخلاقى و آرمانها و ايدهآلهاى خود را با اين مجموعه هماهنگ از اعتقادات و ارزشها كه مكتب و ايدئولوژى اسلام نام دارد هماهنگ و سازگار كنند.
اسلام به عنوان يك مكتب و ايدئولوژى هرگز اقدام به ترسيم الگو و قالب معيّن و محدودى به نام جامعه و اقتصاد و سياست ايدهآل نكرده است، به گونهاى كه همه چيز خط كشى شده و مدون راهنماى عمل باشد. به تعبير ديگر ايدئولوژيك بودن دين و در نتيجه ايدئولوژيك شدن جامعه دينى به معناى شنيده شدن آهنگ و رهنمودهاى دين در ساختار مختلف اجتماعى است و معناى اين سخن تك صدا شدن جامعه دينى و حذف عقل و دانش بشرى و ابتكارات انسانى نيست. نداى عقل و تدبير عقلانى و دستاوردهاى دانش بشرى در چنين جامعهاى همنوا با نغمه وحى هر گوش و دلى را مىنوازد و به هر قامتى مىبرازد.
اين تفسير از ايدئولوژيك بودن دين، حد واسطه و ميانهاى بين تلقى افراطى و حداكثرى از ايدئولوژى از يك سو و اعتقاد به غير ايدئولوژيك بودن و بىرنگ و بو بودن دين از سوى ديگر است.
«مىدانيمكه اسلام به عنوان يكدين در عينحالكه يكمكتب و يكايدئولوژى است، طرحى است براى زندگى بشرى در همه ابعاد و شئون آن.» (مطهرى، پيشين)
«امروزه هر بچهدبستانى اينقدر مىداند كه جمهورىاسلامى؛ يعنى جامعه اسلامى با رژيم جمهورى و مىداند كه جامعه اسلامى يعنى جامعه توحيدى.» (همان، ص ٨١)
حاصل اينكه از ديدگاه شهيد مطهرى «مردمسالارى» يا «جمهورى اسلامى» عبارت از يك طرح جامع براى زندگى افراد جامعه است كه در مقام نظام حكومتى به علمدارى عقل و رأى و نقشآفرينى اراده جمعى در اداره اجتماع و آنچه در زندگى ايشان مؤثر است اصالت مىدهد، اما به گونهاى كه در مدار اصول اسلامى حركت كرده و مقيّد به مبانى دينى و متعهد به اجراى آنها باشد.