مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١٨
مىتوان گفت سفارتخانه در حكم يك مدرسه شده است؛ چه، در زير هر چادر و هر گوشه جمعى كه دور هم نشستهاند يك نفر عالم سياسى از شاگردان مدرس و غيره آنها را تعليم مىدهد؛ يعنى چيزهاى تازهاى به گوش مردم مىخواند كه تا كنون احدى جرئت نداشت بر زبان آورد.» (كرمانى، ١٣٥٦)
علاوه بر گزارشهاى سفارت انگلستان مبنى بر دستور گرفتن متحصنين از مردان تحصيلكرده و روشنفكر همچون صنيعالدوله و اينكه چه خواستهايى بايد بخواهند (معاصر، بىتا، ج اول ص ١٣٤)، برخى از متحصنين در نوشتههاى خود يادآورى كردهاند كه توده مردم و برخى از گردانندگان تحصن، اطلاعات چندانى از مجلس و مشروطه نداشتند و اصحاب و عوامل سفارت بودند كه به آنها ياد مىدادند چه بخواهند.
«سفير از من پرسيد: حاجى چه مىخواهيد ... گفتم: دو روز ديگر مطلبمان را مىگوييم ... بنده رفيقى داشتم. شب فرستادم آورد قضيه را. به او گفتم كه ما آمدهايم نتيجهاى بگيريم نمىدانم چهبگوييم. او به منگفت حاجى بگوئيد كنستانسيون مىخواهيم. گفتم اين كلمه يعنىچه، گفت شما بگوئيد آنهامىفهمند. فردا دنبال كسى ديگر فرستادم ... او گفت بگو مجلس شوراى ملى مىخواهيم.» (جعفريان، ١٣٦٩ ص ٣٤٩)
حاج سيّاح هم در خاطرات خود از تحصن انگستان مىنويسد:
«مردم غالباً محرمانه مىپرسيدند، مشروطه چيست؟ مختصر شرح مىداديم كه وقتى مجلس در مملكت باشد، قانون و حقوق معيّن مىشود. كسى نمىتواند از حدّ قانون خارج شود بالجمله متحصنين به سفارت برگشتند و شارژ دافر سؤال كرد مقصود شما چيست به شاه عريضه بدارم ... گفتند ما مشروطه مىخواهيم او پرسيد مشروطه چيست بعضى جواب گفتند و نتوانستند درست تفصيل را بگويند. او خود بيان و شرح كرد و مردم مىگفتند ما همين را مىخواهيم.» (سيّاح، ١٣٥٦، ص ٥٦١)
كسروى نيز درباره تحصن گروهى از مردم در كنسولگرى انگليس در تبريز و تأثيرگذارى انگليسيها در مشروطه مىنويسد:
«امروز نام مشروطه در ميان نمىبود و سخن از عدالت خواهى و آزادى خواهى مىرفت، ليكن شبانه كنسول كه از پيش آمدهاى تهران نيك آگاه مىبود چگونگى باز گفت و نام مشروطه از آنجا به ميان آمد.» (كسروى، پيشين، ص ١٥٠)