مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩
هواداران بهترى براى دموكراسى تأمين مىكنند يا دموكراسىها مدارس بهتر و محيط مناسبترى براى رشد اقتصادى ايجاد مىكنند يا اصلًا مجموعه عوامل ديگرى در كار است كه در عين حال موجب دموكراسى و رفاه اقتصادى مىشود. به عبارت ديگر، رابطه علّى ميان حوزههاى مختلف نامشخص است. بنابراين نمىتوان نظريهاى در باب توسعه سياسى ارائه كرد.
در نگرش و الگوى دترمينيستى يا علمى كه در واكنش به نارساييهاى الگوى همبستگى عرضه شده است، توسعه سياسى تابعى از گسترش شهرنشينى و اقتصاد شهرى يا عوامل ديگر تلقى مىشود. اين الگو، ديدگاهى مكانيكى است و بر تابعيت مطلق توسعه سياسى و اولويت تعيينكننده عوامل اقتصادى و اجتماعى در اين فرايند تأكيد مىكند. طبق مفاهيم اين الگو، ممكن است جامعهاى كه از نظر سياسى توسعهيافته است، از نظر اقتصادى نيز توسعهيافته باشد، جامعهاى كه از نظر اقتصادى توسعهيافته است، حتما از نظر سياسى توسعهيافته نخواهد بود. نمونه آن، دولتهاى مدرن صنعتى پيشرفته است كه داراى ساخت دولت توتاليتر هستند.
در اينكه توسعه اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و ارتباطى شرايط لازم براى توسعه سياسى را فراهم مىآورند، چندان نمىتوان ترديد كرد، اما اين تحولات براى پيدايش توسعه سياسى كافى نيستند. در اين الگو به نقش عوامل سياسى، ساخت قدرت، دولت و ديوانسالارى اصلا توجهى نشده است. به همين دليل، اين برداشت، عناصر يك نظريه دقيق و متقاعدكننده در مورد توسعه سياسى را به دست نمىدهد.
بنابراين توسعه سياسى نه تنها به تحولات محيط پيرامون، بلكه به خصوصيات ساخت قدرت و حوزه سياسى بستگى مستقيم دارد. به همين دليل ناديده گرفتن نقش ساختار قدرت در تسهيل يا در جلوگيرى از توسعه سياسى موجب پرداختن نظرياتى ضعيف و نارسا درباره توسعه سياسى مىشود. (بشيريه، ١٣٨٠، صص ١٩- ١٤)
توسعه سياسى به معناى «گسترش مشاركت و رقابت گروههاى اجتماعى در زندگى سياسى» است. البته مشاركت و رقابت گروههاى اجتماعى در زندگى سياسى به عنوان هدف توسعه سياسى، خود مستلزم تحقق لوازم بلافصلى است كه در حقيقت اجزاى تعريف توسعه سياسى را تشكيل مىدهند. از مهمترين لوازم بلافصل توسعه