مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٤
مردمسالارى دينى، مىپردازد. مرتبه ماهوى پديده و پديدهشناسى با كمك وحى و به روش اجتهاد و تفسير به تبيين مفاهيم، حدود و تحكيم مبانى و صدور احكام سياسى در زمينه اهم پديدههاى سياسى فوق مىپردازد. مرتبه تحققى نيز با كمك عرف عمومى و به روش حسى، استقرايى و تجربى و توصيف به تطبيق سازكارهاى اجرايى، عملى و عينى پديدارهاى سياسى پيش گفته اقدام مىكند. در مرتبه نخست، عقلانيت عمومى و اجماع عقل عموم مردم در شرايط متعارف، ضروريات سياسى فوق را درك كرده و مىپذيرند. اينها جملگى، بنياد يا مبادى عقلى مردمسالارى دينى را تشكيل مىدهند. در مرتبه دوم، درك نياز و پذيرش عمومى دين توسط نوع يا غالب مردم، دومين مرتبه و مبناى مردمسالارى دينى مىباشد. انتخاب وعمومى و اكثريت در مورد جهات و سازكارهاى تحققى و نيز انتخاب مديريتها و گزينش رهبران و راهبردها و روشها اعم از سياستها و برنامههاى عملياتى سياسى عمومى بر اساس مبادى عقلى و در چارچوب مبانى شرعى فوق، سومين مرتبه مردمسالارى دينى را تشكيل مىدهند. بدين ترتيب دولت و قدرت سياسى با دين و شريعت و بر اساس و در چارچوب آن و اين دو با عقل و حكمت و بر بنياد و در راستاى آن در ساختار نظامى موزون، متعادل سامان يافته و قابليت توجيه و تحقق مىيابد. بدين ترتيب اسلام؛ رسا و كامل بوده؛ يعنى فاقد نقص و نارسايى است و داراى ساختار سازوار مىباشد؛ يعنى فاقد نقض و تناقض ذاتى و شكلى محسوب مىشود.
ب- در اين نگاه، اگر بپذيريم كه بحران خلأ معنويت، چالشى جهانى بوده و ديانت، به ويژه اسلاميت با شاخصه مدنيت، ظرفيت برونرفت از آن را داراست، نظريه و نظام جمهورى اسلامى؛ يعنى مردمسالارى دينى و اسلامى به گونه پيشگفته، صرف نظر از اشكال گوناگون خارجى آن، تنها گزينه نهايى؛ يعنى نظريه و نظام مدنى بوده كه نه تنها سبب وحدت و اقتدار مسلمانان و جهان اسلام و از جمله ايران خواهد شد، بلكه برترين گزير و چاره جهان مسيحيت و نيز ديگر نقاط جهان و پيروان ساير اديان مىباشد. نظريه و نظامى كه با حفظ و حراست از مواريث سياسى بشريت قادر است با دميدن روح معنويت، تعالى فرهنگى، تعادل اجتماعى و سياسى، سياست انسانى را به ارمغان آورد. به ويژه با تأييد و تأكيد بر آزادى و دفع اجبار از يك سو و