مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٤
سؤالاصلى: رابطه مردمسالارى و ديناسلام درنظريهسياسى روسو چگونهاست؟
فرضيه اصلى: مردمسالارى اسلامى، عبارت از حاكميت احكام الهى و حكومت حكام مردمى است، به گونهاى كه در اسلام تبيين شده و تحقق يافته است.
پيشفرضها:
١- وجود و ضرورت رابطه وثيق ميان سياست و دولت با دين و شريعت.
٢- مكتب اسلام، تنها دين سياسى و مدنى كامل و كارامد است.
٣- دين اسلام در نظريه و نظام سياسى خويش، بين شرع و عرف؛ يعنى ميان مقبوليت و مشروعيت جمع كرده است؛ بنابراين دينى مردمسالار محسوب مىشود.
همان گونه كه مردمسالارى اسلامى، دينى به شمار مىآيد.
درآمد
اول) مردمسالارى
عناصر كليدى نظريه سياسى روسو و حتى نظام سياسى مورد نظر وى، واژگان و پديدههاى «قرارداد يا پيمان اجتماعى»، «مرحله، حالت و اجتماع مدنى»، «حاكميت و اراده عمومى»، «جمهوريت» به معناى « (حاكميت) قانون» و «دموكراسى» به معناى «راى و انتخاب) اكثريت» مىباشند.
الف- مردمسالارى، آميزهاى از جمهورى و دموكراسى: روسو مردمسالارى را آميزهاى از جمهوريت و دموكراسى يا حاكميت قانون و حكومت نمايندگان مردم و اكثريت مىداند. به تعبير ديگر در نظريه وى، مردمسالارى داراى دو ركن اساسى است؛ اول: حاكميتقانون و قانونمدارى، دوم: حكومت اكثريت و مردممدارى. در اين نظريه، رأى اكثريت را به عنوان سازوكارى مناسب، بسان جايگزين و تجلىبخش اراده عامه اجتماعى و حاكميت عمومى مردم تلقى مىكند. بدين مناسبت در «قرارداد اجتماعى» خويش تصريح مىكند؛ «هر كشورى را كه به وسيله قوانين اداره شود، جمهورى مىنامم» (روسو، ١٣٥٢، ص ٤٦). بر اين مبنا تأكيد مىكند شكل خارجى و «طرز حكومت چندان اهميتى ندارد» (همان)؛ بنابراين نظام جمهورى مىتواند اشكال گوناگون