مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦١
مردمسالارى اسلامى در نظريه سياسى روسو
دكتر عليرضا صدرا[١]
پيش درآمد
مسئله: جمع بين مردمسالارى و دين، چالشى جديد و جدى است. به سبب بحران جهانى معنويت و اخلاق در سياست از يك سو و قابليت دين در پر كردن اين خلأ در سياست از ديگر سو، مىتوان اذعان كرد كه چالش جمع ميان مردمسالارى و دين، مسئلهاى فراگير است. بسيارى، مردمسالارى و دين را متعارض دانسته و چه بسا ناهمگرا مىدانند. مردمسالارى دينى در قالب جمهورى اسلامى در ايران نه تنها تجربه نوينى، به ويژه از حيث مردمسالارى در اين خطه، به خصوص با پيشينه ديرين سلطنتهاى خودكامه است، بلكه در جهان معاصر نيز پديدهاى بديع به نظر مىرسد.
تجربه و پديدهاى كه نيازمند تبيين نظرى هرچه بيشتر و تجربه عملى و كارامدى فراتر مىباشد. يكى از راهبردهاى طرح و تأكيد بر امكان جمع بين دين و مردمسالارى، آن گونه كه در نظريه و نظام سياسى اسلامى موضوعيت دارد، رفع شبهههاى غالب در اين زمينه است. در نظريه و نظام سياسى اسلام، از يك جهت حاكميت حدود، حقوق و احكام الهى بر اساس دين مقبول مردم با حكومت حكام و با ويژگىهاى اسلامى و منتخب مردمى، از جهت ديگر توأمان شده است؛ بنابراين نظريه و نظام سياسى اسلامى، اساساً آميزهاى بهينه از دين مردمى و مردمسالارى دينى محسوب
[١] عضو هيئت علمى دانشگاه تهران