یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣ - تفقّه و تفکر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٢٣٣
واقعاً عملشان فقه است، فقه الاحکام است. اجتهاد، فقه الاحکام است نه فقه الاسلام بهطور مطلق. فرق مجتهد و اخباری به این است که هر دو درصدد استنباط هستند، چون هر دو با اخبار متعارض و عام و خاص و مطلق و مقید و ضعیف و سقیم روبرو هستند. اخبار عین رساله عملیه نیست که به هیچ نحو استنباط احتیاج نداشته باشد.
چیزی که هست، یکی دارای فقه الاستنباط [١] است و دیگری نیست.
اکنون باید ببینیم آیا تفقه در دین منحصراً فقه الاستنباط است یا فقه الاستنباط یکی از مصادیق تفقه است. مسلماً منحصر نیست.
لسان آیه و روایات ابا دارد. آیه و روایت میگوید تفقه در دین. دین منحصر به احکام نیست. یا باید توحید و معارف و اخلاقیات و اجتماعیات را از دین خارج کنیم و یا درباره آنها روش اخباریین را در احکام پیش بگیریم تا این حصر درست از آب درآید. نه میتوانیم آنها را از دین خارج کنیم و نه میتوانیم راه اخباریین و ظاهریین را در این قسمتها پیش بگیریم.
تعبیر جامع در مورد «تفقه در دین» این است که تفقه و بصیرت کامل موقوف به چند چیز است:
١. اسلام اولًا درسهایی دارد و خودش دعوت کرده است مردم را به فهم و حل این درسها. اسلام نه تنها تحقیق در اصول عقاید را واجب شمرده، بلکه خود یک سلسله درسها در این زمینه القا کرده و لهذا امر میکند به تدبر در قرآن. در حدیثی که در نمره ٧ ذکر کردیم میفرماید: لا یفقه العبد کل الفقه حتی یمقت الناس فی ذات اللَّه و حتی یری للقرآن وجوهاً کثیرة ... اسلام، هم اصول عقاید تقلیدی را غیرکافی شمرده و هم درسهایی در این زمینه القا کرده [٢] و هم دعوت کرده به فهم این درسها.
در اخبار نیز وارد شده به این مضمون که: انتم افقه الناس اذا عرفتم
[١] خود کلمه «استنباط» نیز مانند کلمه «فقه» مشعر به درک عمیق است، زیرا استنباط عبارت است از استخراج آب از زیر زمین.[٢] رجوع شود به بحث در اطراف مسأله عرش، جلد ٨ المیزان، صفحه ١٥٧.