درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤ - اشکال در حرکت کمّی
باقی و مستمر است [١].
اشکال در حرکت کمّی
از اینجا مرحوم آخوند وارد اشکال معروف در باب حرکت کمیه شدند. عین همین اشکالی که در حرکت در جوهر بوده و شیخ و امثال او از حل آن عاجز مانده و به این دلیل حرکت در جوهر را نفی کردهاند، در حرکت کمیه مطرح بوده است، ولی دیگر نمیتوانستهاند حرکت کمیه را که امری محسوس است نفی کنند. از یک طرف میدیدند حرکت کمیه موجود است و از طرف دیگر همانطور که در حرکت جوهری حرکت بلاموضوع باقی میماند در حرکت کمیه هم حرکت بلاموضوع باقی میماند. اینجا بود که شیخ عاجز مانده بود و در جواب شاگرد خود احتمالاتی به صورت «لعلّ» چنین باشد و «لعلّ» چنان، مطرح کرده بود که این «لعلّ» ها نشان میدهد که خود شیخ هم ایمانی به آن احتمالات ندارد و در آخرش میگوید شاید بعدها قضیه حل شود. وقتی تلمیذ اصرار میکند که اگر استاد لطفی بکنند، شیخ میگوید: اگر بتوانم؛ یعنی نمیتوانم و حرفی ندارم. شیخ اشراق هم به نحو دیگری در باب حرکت کمیه دچار اشکال شده بود. مرحوم آخوند گفت هیچ اشکالی در باب حرکت کمّی هم وجود ندارد. توضیح اشکال این بود که با توجه به اینکه مقدار از لوازم جسم است، در حرکت کمّی چه چیزی موضوع است؟ آیا «جسم بلامقدار» موضوع است یا «جسم مع المقدار»؟ جسم بلامقدار که نداریم. اگر جسم مع المقدار بخواهد موضوع باشد با توجه به اینکه موضوع باید باقی باشد پس جسم با مقدارش باید باقی باشد پس مقدار جسم تغییر نمیکند. جواب این است که در اینجا جسم، متحرک در مراتب مقدار است و آنچه باقی است جسم است مع «مقدارٍ مّا». در باب فصل و وصل و امثال آن هم مطلب عیناً از همین قبیل است. این
[١]. سؤال: پس این، حرکت جوهری نیست زیرا ماده که جوهر است ثابت است.
استاد: قبلًا گفتیم که ماده از خودش فعلیت ندارد. فعلیت ماده تابع فعلیت صورت است. ماده با صورت که بخواهد باقی باشد چطور میتواند باقی باشد؟ یکی اینکه اصلًا صورتش عوض نشود و با صورت شخصی باقی باشد. دیگر اینکه صورت به نحو تبادل عوض شود؛ صورتی برود و صورت دیگری بیاید که هیچ کدام از ایندو حرکت نیست. اما یک وقت هست ماده همراه با «صورةٌ مّا» باقی است و صورش متدرّجاً تغییر میکنند. اینکه میگوییم: «مع صورةٍ مّا»، «صورةٌ ما» یک امر اعتباری است و به اعتبار اینکه ماده هیچ وقت بلاصورت نیست میگوییم «ماده مع صورهٍ مّا» موضوع است.