درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - حرکت محسوس است یا معقول؟
(منکرین کون و فساد) حادثهای دفعی منحصرند در وصولات. یک حادث دفعی را در نظر بگیرید. مثلًا یک شیء که به طرف شیء دیگر حرکت میکند، در یک آن، به آن شیء واصل میشود و این وصول دفعی است. در اینجا چه چیز حادث است؟ وصول. خود حدوث وصول چطور؟ آیا «حدوث این وصول» حادث است یا قدیم؟ مسلّم است که حدوثش قدیم نیست؛ اینطور نیست که حدوث این وصول در ازل پیدا شده است و خود وصول در زمان حال. اما اگر بگوییم حدوث وصول حادث است پس دو حادث در اینجا پیدا میشود یکی «وصول» و دیگری «حدوث وصول». نقل کلام میکنیم به «حدوثِ حدوث وصول». آیا آن هم باز یک امر حادث است؟ «حدوثِ حدوثِ حدوث وصول» چطور؟ نه، یک چیز بیشتر حادث نشده است و آن وصول است. از این «وجود بعد العدم» ما مفهوم حدوث را انتزاع میکنیم. از این جهت است که میگوییم حدوث به این معنا، امری است نسبی، زیرا این مفهوم از مقایسه وجود شیء در زمان حال و عدم وجود شیء در گذشته انتزاع میشود. حدوث، حادث است نه به حدوث دیگر بلکه به حدوث منشأ انتزاعش. به تعبیر دیگر حدوث، وجود دارد به عین وجود منشأ انتزاعش که همان وجود بعد از عدم باشد. پس حدوث، وجودی غیر از وجود حادث ندارد.
حرکت همان حدوث است ولی حدوث تدریجی. گفتیم حدوث بر دو قسم است: حدوث دفعی و حدوث تدریجی. ما اسم حدوث تدریجی را حرکت میگذاریم.
حرکت محسوس است یا معقول؟
مسئلهای هست که مرحوم آخوند در باب حرکت مطرح نکرده ولی در مباحث نفس مطرح کرده است که آیا حرکت محسوس است یا معقول؟ انسان در ابتدا تصور میکند که حرکت محسوس است همچنان که تصور میکند که حدوث محسوساست در حالی که اشتباه است. حرکت و همچنین حدوث معقولاند نه محسوس. آن که محسوس است وجود شیء در این لحظه در این مکان است اما اینکه این وجود بعد از عدم است، یعنی «عدم» و «بعدیت این وجود از برای عدم» محسوس نیست.
مفهوم حدوث را ذهن انتزاع میکند و بنابراین مفهومی است معقول، ولی «معقول باعانة الحس». عقیده مرحوم آخوند در باب حرکت هم همین است. منتها این مطلب را به دو تعبیر بیان میکند. گاهی میگوید حرکت معقول است به اعانت حس، گاهی میگوید محسوس است به اعانت عقل، ولی هر دو به یک معناست. مراد این است که عقل و حس به کمک یکدیگر آمدهاند تا حرکت برای