درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
این مطلب را عرض کردم برای این که مطلبی که در اینجا مرحوم آخوند خواستند بیان کنند روشن شود و خود این مطلب را در سه چهار فصل دیگر باز توضیح میدهیم. این مسأله که عالم طبیعت حکم یک واحد را دارد و در واقع یک واحد حرکت است، تنها کسی که در آثار خودش آن را تصریح و بیان کرده آقای طباطبایی هستند و ایشان هم از کلمات خود مرحوم آخوند استنباط کردهاند و حاشیهای دارند که در سه چهار ورق آینده خواهد آمد و در آنجا انشاءالله ما این مطلب را مفصلتر بحث میکنیم ولی به هر حال مطلبی است که بیش از این مقدارها نیاز به بحث و تحقیق دارد، مسأله مشخِص بودن زمان که وقتی بخواهیم درباره آن بحث کنیم باید برگردیم به بحثی که خود مرحوم آخوند در باب ماهیت در باره مشخِص کردهاند؛ بحثهایی در باب مشخص هست که آنها را هم باید مطرح کنیم.
علت زمان باید مجرد از زمان باشد
اما بحث ]فاعل و علت زمان در این فصل.[ ایشان به بحث علت زمان برمیگردند. قبلا گفتند که علت زمان از آن جهت که زمان یک واحد متصل است باید امری باشد واقعآ واحد و با دوام و به تعبیر دیگر علت زمان باید یک امر مجرد از زمان باشد. این خودش یک بحث خیلی عالی است که علت زمان باید امر مجرد از زمان باشد، چرا؟ برای اینکه ـ ایشان میفرمایند ـ هر چیزی که زمانی است متشخص به زمان است و اگر علت زمان خودش زمانی باشد باید متشخص به معلول خودش باشد و حال آنکه معلول شیء در مرتبه متأخر از شیء است و مشخص شیء در مرتبه وجود شیء است، پس علت زمان (علت فاعلی نه علت قابلی) نمیتواند خودش زمانی باشد، علت فاعلی زمان حتمآ باید غیر زمانی باشد. بنابراین «و ما ظُنّ فی المشهور...» آنچه که گمان رفته است چنان که مشهور است در میان فلاسفه که گفتهاند فلک علت زمان است ـ و مقصودشان از فلک جرم فلک و طبیعت جسمانی و جرمانی فلک بوده است ـ درست نیست، جرم فلک یا حتی طبیعت جسمانی فلک نمیتواند علت موجده زمان باشد چون او خودش زمانی و متشخص به زمان است، علت موجده زمان حتمآ باید یک امر مجرد از زمان باشد.
ولی حال که میگوییم فاعل زمان باید یک امر مجرد باشد و قابلش یک امر مادی، آیا فاعلش باید مجرد محض باشد و قابلش مادی محض؟ یا اینجا باید فاعل و قابل به این شکل باشد که یک حقیقتی موجود باشد دو حیثیتی، از یک حیث مجرد و بیرون از