درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
ما یا باید قائل باشیم به وجود چیزی در عالم که مناط تقدمها و تأخرهای غیر قابل اجتماع است و بلکه خود او عین قبلیتها و بعدیتها و عین این گونه تقدمها و تأخرهاست یعنی این تقدمها و تأخرها و قبلیتها و بعدیتها از حاقّ ذات او انتزاع میشود، ]و یا برخی تقدم و تأخرها قابل توجیه نخواهد بود.[ چنین چیزی ما در عالم داریم.
جهات مختلف در زمان
این چیزی که معنایش غیر قارّالذات بودن، متصرم بودن و متجدد بودن است دارای جهات مختلف است. از یک جهت امری است ثابت و دائم، از یک جهت دیگر امری است متجدد و متصرم. میبینید عین حرفهایی که ما در باب حرکت میگفتیم درباره این امر متقدم بالذات و متأخر بالذات میآید: از یک جهت واحد، از یک جهت دیگر کثیر. آن چیزی که مناط این تقدمهاست که عجالتآ اسمش را «زمان» گذاشتهایم از یک نظر ثابت ]و باقی است.[ اگر از ما بپرسند که آیا زمان وجود دارد یا وجود ندارد؟ میگوییم وجود دارد. چنانچه بگویند زمان از کی وجود داشته است؟ اگر قائل به قدم به یک معنا باشیم میگوییم زمان خودش قدیم است، زمان که «کی» ندارد، همیشه زمان وجود داشته و وجود خواهد داشت؛ و اگر فرضآ قائل به یک حدوث زمانی برای زمان بشویم، مثلا میگوییم از یک میلیارد سال پیش وجود داشته و تا یک میلیارد سال دیگر وجود خواهد داشت. پس، از این نظر به همه این شیء متصل غیر قارّالذات به صورت یک امر واحد و ثابت مینگریم. این، وجههای نظیر وجهه حرکت توسطی در حرکت است. در آینده خواهیم گفت که اینها چگونه با یکدیگر منطبق میشوند.
به یک اعتبار دیگر زمان امر باقی نیست. زمان، این حقیقت ممتد است که اصلا بقا در آن فرض نمیشود، حدوثش عین زوالش است و بقایش عین فنایش است. آنگاه میآییم اجزاء و قطعات زمان را در نظر میگیریم؛ زمان باقی است یعنی چه؟ زمان یعنی دیروز، ساعت قبل، دقیقه قبل؛ کی باقی است؟ دیروز باقی است؟ ساعت قبل باقی است؟ هزار سال پیش باقی است؟ چیزی باقی نیست.
ارتباط مسأله با حرکت توسطی و حرکت قطعی
حال این مسأله که از این دو اعتبار، اعتبار ثبات و اعتبار تجدد و تصرم، کدام واقعی است و کدام انتزاعی، مسأله حرکت توسطی و حرکت قطعی است. اگر گفتیم آنچه که حقیقتآ