درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٠ - فصل ٢٨
ما وجوده مشابک لعدمه و بقاؤه متضمن لدثوره یجب أن یکون أسباب حفظه و بقائه بعینها أسباب هلاکه و فنائه و لهذا کما أسند الحفظ إلی الرسل أسند التوفی [١] إلیهم
بر همه بندگان سیطره دارد و خداست که بر شما نگهبانهایی قرار داده است تا آنگاه که اجل و مرگ یکی از شما فرا میرسد و فرستادههای ما او را توفّی میکنند و میگیرند و میبرند و آنها در کار خود کوتاهی نمیکنند.
نکتهای که مرحوم آخوند میخواهد استفاده کند این است که همان نگهبانها شما را توفّی میکنند، یعنی اخذکنندگان و قبض کنندگان شما همان نگهبانها هستند.
میدانیم که از بعضی آیات قرآن این مطلب استفاده میشود که قوهها و نیروها و ملائکهای که بسط و افاضه میکنند، به یک نام و آنها که قبض میکنند به نام دیگر خوانده میشوند. کل عالم را که در نظر بگیریم، در حال قبض و بسط است.
حال، ایشان بنا بر حرکت جوهری معتقد است که در طبیعت چنین حالتی هست که اشیاء آناًفآناً بسط پیدا میکنند و قبض میشوند و به تعبیر دیگر وجودِ آناً فآناً و عدمِ آناً فآناً و یا به تعبیر سوم وجود غیر قارّالذات و عدم غیر قارّالذات دارند و آوردن اشیاء عین بردنشان است. مرگ چیزی نیست که در یک «آن» به انسان میرسد. بنا بر حرکت جوهری، انسان از همان آنِ اولِ حدوث حیاتش رو به سوی مرگ است و تدریجاً دارد میمیرد و همان زندگیاش عین موت است. این است که قرآن در اینجا میگوید همانها که نگهباناند میراننده هم هستند، یعنی دو حیثیت و دو جهت نیست که یک عده ملائکه نگهدارنده باشند و یک عده دیگر ملائکه میراننده، بلکه حیاتتان عین مردن است و مردنتان عین حیات است و آمدنتان عین رفتنتان است و این یعنی حرکت.
[١]. بعضی توفّی را اشتباهاً از ماده فوت گرفتهاند و «اللَّه یتوفّیکم» را به «خدا شما را فائت میکند و از بین میبرد» ترجمه کردهاند. «توفّی» از ماده وفا (وَفَی) است. وفا و استیفاء یعنی چیزی را بتمامه تحویل گرفتن. بنابراین، این آیه شریفه به این معناست که خدا شما را به تمام وجود تحویل میگیرد. این است که یکی از ادلّه روح در قرآن همین آیات توفّی است. خداوند میخواهد بفرماید که با مردن، انسان پایان نمیپذیرد بلکه مردن مساوی است با تحویل گرفتن و به تمام وجود گرفتن و بردن.آیهای هست در سوره سجده آمده است که آقای طباطبایی در تفسیر المیزان استنباط شیرین و خوبی از آن دارند. خداوند از قول کفار چنین نقل میکند: «أإذا ضللنا فی الارض أإنّا لفی خلق جدید» آیا بعد از آنکه ما در زمین گم شدیم، تمام هستی ما تکه تکه شده و هر ذرهای از آن به جایی پراکنده شد، باز دوباره خلق میشویم؟! قرآن به شکل عجیبی جواب میدهد. با اینکه قرآن مسئله جمع کردن ذرات را در جاهای دیگری بیان کرده است ولی در اینجا چون سخن سر «ضللنا» و گم شدن است به این نحو جواب میدهد:
«قل یتوفّیکم ملک الموت الذی وکل بکم». چه تناسبی است بین اینکه «تمام ذرات ما در عالم پراکنده شده» و این جواب که «بگو ملک الموت به تمام وجود شما را اخذ میکند»؟ نمیفرماید خداوند در قیامت ذرات را جمع میکند، آن به جای خود، بلکه