درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧ - برهان ششم
عین حال وجود بالقوه و وجود بالفعل آن، دو وجود متباین باشند.
بنا بر کون و فساد چنین چیزی لازم میآید. پس وجود بالقوه و بالفعل یعنی تشکیک در وجود، ولی تشکیکی که یک طرفش قوه است و یک طرفش فعل و این عین حرکت است. (اگر نیازی باشد بعد ممکن است من مفصلتر در مورد این برهان بحث کنم چون خیلی احتیاج به بحث دارد.).
به هر حال ایشان اگرچه این برهان را از همان راه قوه و فعل که مرحوم آخوند وارد شده است اقامه کردهاند ولی مرحوم آخوند از راه خود ماده وارد شده است و ایشان از راه امکان و قوه وارد شدهاند (امکان و قوه عبارت است از نسبتی که میان شیء گذشته و شیء آینده هست) و اینکه نسبت دو طرف میخواهد، پس آینده باید در حال موجود باشد.
برهان ششم
مرحوم آخوند در اواخر مبحث الهیات، فصل دوم از موقف عاشر، برهان دیگری ذکر کرده، ولی خوشبختانه آن بیان را خود مرحوم آخوند منقح و به تفصیل ذکر کرده است و ما ندیدهایم که حتی خود ایشان در کتابهای دیگر خود و یا کس دیگری به آن برهان استدلال کرده باشد و حال آنکه برهان بسیار محکمی است. در این برهان ایشان از راه زمان وارد شده است [١].
معنای زمانی بودن چیست؟ ایشان در اینجا دو مقدمه ذکر میکند.
یک مقدمه این است که اگر شیئی، چه در مرحله عقل و چه در مرحله خارج، متصف به صفتی شود باید در مرتبه ذات خود، متصف به عدم آن صفت نباشد، که حرف درستی هم هست. معلوم است که جسم اگر بخواهد متصف به بیاض شود نمیتواند در مرتبه ذات متصف به سواد باشد. ماهیت اگر در مرتبه ذات متصف به عدم باشد محال است وجود را قبول کند، پس باید در مرتبه ذات لااقل لابشرط از وجود و عدم باشد. این یک مقدمه.
مقدمه دوم این است که هر چیزی که در مرتبه ذات، لابشرط است از اینکه متصف به صفتی بشود، آن صفت برای این شیء به دو نحو متصور است: گاهی آن صفت صفتی است که مقوّم ذات شیء است و گاهی مقوّم ذات شیء نیست. به عبارت دیگر گاهی صفت به نحوی است که میشود شیء را عاری از آن فرض کرد و گاهی به نحوی است
[١]. این برهان را هم به اجمال عرض میکنم. البته اگر بخواهیم هر کدام از این براهین را به تفصیل وارد شویم چندین جلسه باید بحث کنیم.