درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
باشد، بلکه به علت خاصی است که در بحث تقدم و تأخر بعد از مباحث حرکت خواهد آمد؛ به علت این است که ما مبدأ مفروضی را اعتبار کردهایم و با مقایسه اشیاء با آن مبدأ مفروض ـ که مثلا امام جماعت یا محراب یا کعبه باشد ـ این را میگوییم قبل، آن را میگوییم بعد. تازه این شیء به اعتبارِ بودنش در این مکان و آن شیء به اعتبار بودنش در آن مکان، با مقایسه با یک مبدأ معین، یکی تقدم دارد و دیگری تأخر. بستگی به أین و مکان اینها دارد؛ اگر أینشان را عوض کنند این تقدم و تأخر از بین میرود. همچنین اگر اینها أینشان را عوض نکنند ولی ما به جای مبدئی که اعتبار کردهایم مبدأ دیگری را در جهت خلافش اعتبار کنیم، باز قبلیت و بعدیت از بین میرود. این از آن جهت است که قبلیت و بعدیت در آنجا از ذات زید و ذات عمرو انتزاع نشده است؛ از زید در این مکان معین یعنی با داشتن این عَرَض معین و عمرو در آن مکان معین یعنی با داشتن آن عرض معین، با مقایسه با آن مبدأ معین و محدود انتزاع شده است. هر کدام از اینها را اگر ما برداریم قبلیت و بعدیت به هم میخورد. این برای همین است که قبلیت و بعدیت از ذات زید و ذات عمرو انتزاع نشده است، از آن مبدأ محدود و زید به اعتبار مکانش و عمرو به اعتبار مکانش انتزاع شده است.
اما یک تقدم و تأخرهایی هست که تقدم و تأخر، لذاته انتزاع میشود[١] . تقدم علت بر معلول، لذاته است. اگر علت بر معلول تقدم دارد، آن نوع تقدمی که دارد لذاته است. علت از آن جهت که علت است (نه به اعتبار امری وراء ذاتش) بر معلول تقدم دارد و معلول از آن جهت که معلول است (نه به اعتبار امری وراء ذاتش) از علت تأخر دارد. علت تقدم دارد بر معلول ولی این تقدم علت بر معلول یک نوع تقدمی است که با اجتماع در وجود هم سازگار است یعنی در عین اینکه علت تقدم دارد بر معلول و معلول تأخر دارد از علت، در عین حال با یکدیگر اجتماع وجود دارند.
اما نوعی تقدم و تأخر داریم که علاوه بر اینکه تقدم و تأخر، لذاته است (از این جهت مثل تقدم علت بر معلول) امتناع اجتماع متقدم با متأخر هم هست لذاته؛ یعنی محال است که متقدم و متأخر با یکدیگر اجتماع پیدا کنند؛ وجود متقدم ملازم است با عدم متأخر و وجود متأخر ملازم است با عدم متقدم. حرف حکما این است که چنین پدیدهای[٢] ]و به
[١] . در بحث تقدم و تأخر خيلی نقض و ابرامها در اين زمينهها هست كه حالا نمیخواهيم آنها را طرح كرده باشيم.
[٢] . اگر بشود اسمش را پديده گذاشت و نمیشود، به دليلی كه بعدها خواهيم گفت.