درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
متحرک حرکت را با هم شروع کنند و با هم پایان بدهند ولی دو مسافت مختلف طی کردهاند. مثلا یکی با سرعت ٥٠ حرکت کند و دیگری با سرعت ١٠٠. سر ساعت ١١ صبح حرکت کردهاند و ساعت ١٢ هر دو ایستادهاند ولی یکی ١٠٠ کیلومتر طی کرده است و دیگری ٥٠ کیلومتر. عکس قضیه: همین دو اتومبیل یکی با سرعت ١٠٠ و یکی با سرعت ٥٠ حرکت میکنند، مسیر هر دو هم از تهران تا قم است که ١٤٠ کیلومتر است. آن با سرعت ٧٠ حرکت کرده، این با سرعت ١٤٠. آن که با سرعت ١٤٠ حرکت کرده است این مسافت را در یک ساعت تمام میکند، اما آن که با سرعت ٧٠ حرکت میکند این مسافت را به دو ساعت طی کرده؛ یعنی هر دو با هم شروع کردهاند و هر دو هم یک مسافت یعنی ١٤٠ کیلومتر را طی کردهاند ولی یکی در یک ساعت و دیگری در دو ساعت. اینجا وقتی که ما خوب در خود واقعیت حرکت دقت کنیم میبینیم حرکت در واقع دو کشش دارد[١] (یعنی از دو لحاظ تقسیم بردار است، چون کشش یعنی کمیت، و کمیت آن چیزی است که قابلیت انقسام به شیء میدهد). یکی کشش مسافت. در همین مثالهایی که گفتیم، اتومبیلی که در یک ساعت مسافت قم و تهران را طی کرده و آن که در دو ساعت طی کرده است، به هر حال هر دو این مسافت را طی کردهاند. این مسافت خودش یک کمیتی برای حرکت است یعنی قطع نظر از حرکت، خود این مسافت یک کمیت است، قابل انقسام است، آن را تقسیم میکنیم به ١٤٠ کیلومتر، باز هر کیلومتر را تقسیم میکنیم به هزار متر. خود حرکت هم به تبع مسافت قابل قسمت است یعنی میگوییم این حرکت یک حقیقتی است که منطبق بر این مسافت است، حرکت از اول تا آخرش بر این مسافت منطبق است؛ میگوییم نیمه اول حرکت نیمه دوم حرکت، ثلث اول حرکت ثلث دوم ثلث سوم. باز نیمه اول را تقسیم میکنیم به دو قسم، هر نصفهاش را تقسیم میکنیم به دو قسم. پس خود حرکت به تبع مسافت یک کششی دارد و شک ندارد که حرکت از نظر مسافت دارای کمیت است. ما در باب حرکت قطعی گفتیم که حرکت قطعی یک امر متجددالحصول علیالاتصال است، یک موجود واحد متصل است، پس حرکت خودش یک امر ممتدی است به امتداد این مسافت، یعنی به اعتبار این مسافت و به امتداد این مسافت تقسیماتی میشود: یک کیلومتر حرکت، دو کیلومتر حرکت، سه کیلومتر حرکت. به
[١] . البته به اين تعبير نگفتهاند ولی بعد ما عرض میكنيم كه اين تعبير به همين مطلب برمیگردد.