درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠ - بازگشت به پاسخ ایرادهای حاجی
این اصلًا یک پدیده خاصی است در باب نفس که در عین اینکه میان مراتب نفس نوعی علیت و معلولیت وجود دارد، مجموع، شخص واحد است. به یک اعتبار میتوانیم بگوییم اینها علت و معلول نیستند بلکه یک شیء است که بعضی از مراتبش بر بعضی دیگر تقدم دارد. ایشان میگوید مانعی ندارد که ما در عالم شیء واحدی داشته باشیم که این شیء واحد، وجود ذی مراتبی داشته باشد و بعضی از مراتبش بر مراتب دیگر تقدم داشته باشد. این را در باب نفس میگوید.
بازگشت به پاسخ ایرادهای حاجی
حال مرحوم آخوند میخواهد عین همین استدلال را در باب طبیعت و اعراض پیاده کند و بگوید که همان نسبتی که میان نفس و قوای نفس هست میان طبیعت و آثار طبیعت بر قرار است. نفس بر قوای خودش تقدم دارد و قوای نفس بر افعال نفس تقدم دارند و در عین حال مجموع اینها شخص واحدی را تشکیل میدهند و بنابراین دو وجود در کار نیست و باید تعبیر به «لوازم» بکنیم. در مورد نفس و قوای نفس اینطور نیست که اول مرتبه ذات نفس جعل میشود و بعد مرتبه ذات نفس مرتبه دیگری را جعل میکند بلکه همه اینها یک وجود واحد و شخص واحد و فیض واحد هستند. در باب طبیعت هم چنین است؛ یعنی قوای طبیعت با آثار این قوا همان نسبتی را دارد که نفس با آثار خودش دارد.
پس این حرف مرحوم آخوند انکار حرفهای گذشته نیست، بلکه تفسیر حرفهای گذشته است در یک مرتبه بالاتر و عالی تری. این کاری است که مرحوم آخوند مکرر میکند؛ یک مطلب را اول در سطحی بیان میکند که دیگران گفتهاند و بعد همان مطلب را در یک سطح بالاتر میآورد، یعنی تعبیر و تفسیر دیگری ازهمان مطلب میکند، نه اینکه آن را نسخ کرده و ضد آن را بگوید. این کار ایشان کأنه یک مطلب را در دو کلاس درس دادن است. ایشان تصریح میکند که ما خیلی وقتها در بدایات طوری حرف میزنیم که برای ذهن مبتدیان مناسب باشد و بعد همان مطلب را در سطح بالاتری میگوییم.
اگر اینطور بگوییم اشکال اول حاجی مرتفع است. این سخن نه انکار طبیعت است و حتی به یک معنا انکار تأثیر طبیعت هم نیست. طبیعت به یک معنا علت است برای آثار خودش و به یک معنای دیگر علت نیست برای آثار خودش؛ همان طور که نفس، علت است برای قوا و افعال خودش به آن اعتبار که ذی مراتب است، و علت نیست برای قوا و افعال خودش به آن اعتبار که این مجموع شخص واحد هستند. به اعتبار شخص واحد