درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
چیزی که در ذات خودش هیچ تقطیعی ندارد ولی ما مثلا یک ساعت را در نظر میگیریم، آن حد وسط این یک ساعت را که سر نیم ساعت است میگوییم آنی که این یک ساعت تنصیف میشود. آن «آن» در خارج وجود ندارد ولی ما اعتبار میکنیم همین طوری که در اجسام میان دو قطعه از یک خط یک نقطه اعتبار میکنیم. هر دو حالت محال است، هم این که قائل بشویم این علل در آنات متتالی و متوالی به وجود آمده، که تتالی آنات است، هم در زمانهای منقطع و بریده بریده، به دلایلی که در محل خودش ثابت شده است که زمان یا وجود ندارد یا اگر وجود داشته باشد به صورت متصل واحد وجود دارد.
بله، یک سخن دیگر میتوانید بگویید و آن این که: این زمان که وجود پیدا کرد علتش وجود پیدا کرد ولی در زمان قبل و علت علتش هم در زمان قبل و علت علت علتش هم در زمان قبل و... ولی این زمانها مجموعآ یک واحد متصل را تشکیل میدهند. میگوید این که خلاف مدعاست. پس شما همان زمانی را که انکار میکردید، وجودش را قبول کردید. شما میخواهید بگویید که زمان به این معنا که ما میگوییم[١] حادث است و قبل از این زمان زمانی نیست. پس اگر شما قائل به زمانی قبل از این زمان شدید، همان چیزی را که نفی میکردید اثبات کردید. آن همان است که ما هم قبول داریم که قبل از هر زمانی زمان وجود دارد. بنابراین ما نمیتوانیم برای زمان عدمی قائل باشیم که آن عدم تقدم دارد بر زمان، آنهم تقدمی که متقدم و متأخر با یکدیگر قابل جمع نیستند.
این، خلاصه این برهان و استدلال بود. بعد میرود دنبال مطالب دیگری که به اصل مطلب مربوط نیست، میگوید بنابراین بر زمان جز ذات واجب تعالی و امر واجب تعالی و کلمه «کنْ» و آنچه که ما آن را «عالم امر» مینامیم چیز دیگر تقدم ندارد.
در فصل ١٦ عرض کردیم این برهان برهانی است که از شیخ رسیده است، هم در شفا و هم در اشارات. در زمان شیخ اصطلاح «امکان استعدادی» نبوده و به این معنی هم آنچنان که متأخرین توجه کردهاند توجه نشده بوده؛ امکان استقبالی بوده است که امکان استقبالی با امکان استعدادی فرق دارد و متأخرین میان این دو فرق میگذارند، امکان استقبالی را در منطق ذکر میکنند و امکان استعدادی را در فلسفه. تا آنجا که ما تتبع کردهایم اول کسی که اصطلاح «امکان استعدادی» را به کار برده شیخ اشراق بوده است.
[١] . [يعنی حدوث زمانی]