درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
زمانی داریم. تقدم بالطبع مثل تقدم واحد بر اثنین. ١ بر ٢ تقدم دارد، چون ٢ نمیتواند موجود باشد مگر اینکه ١ موجود باشد. این مقدار، ملاک تقدم بالطبع از نظر اصطلاح است. تقدم بالذات یا تقدم بالعلیه داریم مثل تقدم علت تامه بر معلول خودش. همچنین تقدم زمانی داریم مثل تقدم عدم هر حادثی بر وجودش و تقدم اشیائی که همزمان با عدم قبلی او هستند بر وجود این شیء. مثلا ما که در قرن چهاردهم متولد شده و به وجود آمدهایم متأخریم از مردمی که در قرن سیزدهم موجود بودند. در قرن سیزدهم ما معدوم بودیم. خصوصیت این نوع قبلیت که «تقدم زمانی» نامیده میشود این است که قبل و بعد با یکدیگر امتناع اجتماع دارند، محال است که قبل بما أنه قبل با بعد بما أنه بعد اجتماع در وجود داشته باشد.
حال ما میخواهیم تحلیل بکنیم مناط این قبلیت را به دست بیاوریم؛ یعنی وقتی که در میان قبلیتها و بعدیتها به یک نوع قبلیت و بعدیت رسیدیم که اجتماع قبل و بعد در آن ناممکن است، از همین جا میخواهیم وجود زمان را کشف کنیم. میگوییم زید تقدم دارد بر عمرو. زید مقارن است با عدم سابق و قبلی عمرو. میگوییم ملاک این تقدم چیست؟
ممکن است شما بگویید ملاک این تقدم ذات متقدم است. ذات زید و ذات عمرو، خود این ذاتها ملاک تقدمند یعنی زید متقدم بالذات بر عمرو و عمرو متأخر بالذات از زید است.
میگوید ما میدانیم آنچه که متقدم است زمانآ، میتواند در عین اینکه متقدم است، وجودش امتداد پیدا کند تا زمان متأخر، در عین اینکه متقدم بوده مقارن و مع بشود، مثل تقدم اَب بر ابن. هر پدری تقدم زمانی دارد بر ابن خودش ولی ممکن است که معیت زمانی هم داشته باشد. پدری که زنده است و بچهاش متولد میشود و با برههای از عمر بچه خودش زنده است، هم همزمان با بچه خودش است و هم مقدم بر او؛ مقدم بود ولی حالا همزمان است. پس ذات او ملاک تقدم نبود. اگر او متقدم بالذات بود محال بود که معیت داشته باشد و حتی احیانآ ممکن است تأخر زمانی هم داشته باشد: پدری برایش فرزندی متولد میشود، قبل از این فرزند وجود داشته، سالها با فرزند وجود دارد، بعد، فرزند به علت حادثهای میمیرد و پدر وجودش ادامه پیدا میکند. تأخر زمانی هم از فرزند خودش دارد. پس ذات، متقدم نیست.
ممکن است کسی بگوید ملاک تقدم، نفس آن عدم است یعنی اساسآ عدم عمرو بالذات تقدم دارد بر وجود عمرو، و وجود زید متقدم بر وجود عمرو است چون وجود زید