درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠ - خلاصه پاسخ به اشکال بقای موضوع
تقریر دوم است و بیان اول نظم و سیاق برهان را از بین برده است. خلاصه بیان دوم این شد که اگر نوع باقی است، پس حرکت در جوهر نیست و اگر نوع باقی نیست، پس حافظ وحدت چیست؟ یک موضوع باقی باید داشته باشیم تا ملاک وحدت همه مراتبی باشد که بر این شیء میگذرد.
بنابراین بحث موضوع مطرح است. وقتی چنین است همان جوابهایی که در گذشته دادیم، در اینجا هم میدهیم. پس پاسخ تقریر دوم اشکال طبق آنچه در گذشته گفتیم کاملًا واضح و روشن است. میگوییم در حرکت جوهری هم موضوع باقی داریم. موضوع باقی چیست؟ «ماده مع صورةٍ مّا». ماده متحرک است، ولی ماده همیشه با صورةٌ مّا موجود است.
بعد ایشان میگوید ما این اشکال را به کون و فساد نقض میکنیم. در کون و فساد صور جوهری تغییر میکنند ولی نه به نحو حرکت بلکه به نحو دفعی. میگوییم در کون و فساد موضوع باقی چیست؟ میگویید ماده باقی است. میگوییم در اینجا هم ماده باقی است. آنجا سؤال میشد که ماده که استقلال ندارد و بنابراین صلاحیت بقا ندارد و شما در پاسخ میگفتید «ماده مع صورةٍ مّا» موضوع است. میگوییم مگر از نظر نیاز به یک امر باقی میان کون و فساد و حرکت در جوهرچه تفاوتی هست؟
چرا همان را در اینجا نمیگویید؟ مرحوم آخوند میگوید عجب از شیخ است که این همه بر بقای موضوع در حرکت جوهری اصرار دارد در حالی که خودش در باب کون و فساد این حرف را میزند.
خلاصه پاسخ به اشکال بقای موضوع
برای یادآوری بحثهای گذشته جواب جامعتر را که در گذشته در خلال حرفهای خود مرحوم آخوند هم مطرح شد دوباره مطرح میکنیم. شما گفتید آیا نوع در وسط اشتداد باقی است یا باقی نیست؟ اگر باقی است، پس تغییر در جوهر نیست و اگر باقی نیست و دائماً نوع دیگری به جای نوع قبلی آمده است احتیاج به یک حافظ وحدت داریم و آن حافظ وحدت جز موضوع چیز دیگری نمیتواند باشد.
جواب این است: مقصود شما از اینکه «آیا جوهر در وسط اشتداد باقی است» ماهیت جوهر است یا وجود جوهر؟ (شیخ چون اصالت ماهیتی فکر میکرده اصلًا [این تفکیک] برای او مطرح نبوده است). اگر مراد شما از جوهر وجود جوهر است میگوییم یک وجود شخصی ولی یک وجود متصرِم متصل و متدرج که در عین تدرج وحدت دارد باقی است.