درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩ - طرح اشکال به دو تقریر
طرح اشکال به دو تقریر
مرحوم آخوند میگوید این حجت یا استدلال را میتوان به دو حجت تحلیل کرد.
اگر حرکت بخواهد در جوهر واقع شود یا نوع در وسط حرکت [یعنی در حین حرکت] باقی است یا باقی نیست. اگر نوع باقی است، پس تغییر در جوهر نیست بلکه در اعراض است و اگر نوع باقی نیست، دو شق پیدا میکند و از اینجاست که میتوان مطلب را به صورت دو استدلال تقریر کرد: یا این است که آن صورت اول معدوم شده و صورت جدیدی به وجود آمده است که در این صورت تتالی آنات میشود.
این یک تقریر.
مرحوم آخوند میگوید اگر این را بگویید پس همه حرکتهای عالم ایراد دارد زیرا این بیان را در مورد همه حرکتها میشود گفت. مثلًا اگر شیء در کیف خودش حرکت کند، آیا در وسط این تغییر و در حال این اشتداد، آن نوع اول این کیف باقی است یا باقی نیست؟ اگر باقی است، پس تغییر در خود کیف نیست، بلکه در عوارض کیف است و نقل کلام در عوارض کیف میشود؛ و اگر نوع اول کیف معدوم میشود و نوع دیگر کیف به وجود میآید آیا این نوع دیگر بیش از یک آن وجود دارد یا نه؟ اگر چنین است این معنایش سکون است. اما اگر در هر آن یک نوع وجود دارد، لازمهاش تتالی انواع است که محال است. پس اشکال در مورد حرکت در اعراض هم میآید. هرچه شما در آنجا جواب بدهید ما در اینجا جواب میدهیم.
مرحوم آخوند میگوید این حجت را به نحو دیگر هم میشود تقریر کرد، که اگر به نحو دوم تقریر کنیم این ایرادی که اکنون ذکر کردیم لغو میشود. تقریر دوم این است که آیا وقتی جوهر تغییر میکند و حرکت در جوهر واقع میشود، در وسط اشتداد، نوع باقی است یا نه؟ اگر باقی است، پس حرکت در جوهر نیست و اگر باقی نیست، پس نیاز به یک موضوع داریم تا حافظ وحدت باشد. مراتب حرکت، حادث و فانی میشوند و لذا هر حرکتی نیازمند یک امر باقی است که آن امر باقیهمان است که ما آن را متحرک و موضوع مینامیم. اگر حرکت در اعراض واقع شود همراه حرکت که یک امر متصرم است یک امر باقی داریم که آن، جوهر است ولی اگر حرکت در خود جوهر باشد، [همه شیء] تغییر و سیلان است و دیگر امر باقی نداریم زیرا جوهر دیگر موضوعی ندارد.
اگر به این بیان بگوییم، بر خلاف تقریر اول نمیتوان آن را به کیف نقض کرد زیرا در مورد عرض این ایراد وارد نیست. پس بیان اول لغو است و زائد، و ضرورتی ندارد اشکال را به بیان اول بگوییم. کأنه مرحوم آخوند میخواهد بگوید بیان درست اشکال همین