درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨ - حرکت جوهری در آیات قرآن
است. اما وقتی حقیقت [و معنای ظاهری] معنی داشته باشد، داعی نداریم که معنای آیه را عوض کنیم. به عقیده مرحوم آخوند وقتی که در قرآن تدبر میکنیم از آیات قرآن چنین معنایی را میفهمیم. البته برخی استنادات ایشان به آیات مقداری ضعیفتر است و به این صراحت و روشنی نیست.
مرحوم آخوند از کلام قرآن که فارغ میشود میگوید تصریحات و تنبیهاتی بر حرکت جوهری در کلمات فلاسفه و عرفا از جمله ارسطو، زنون اکبر و محیی الدین آمده است و از هر سه عباراتی نقل میکند. جملههایی که به ارسطو نسبت میدهد، از دو جهت ضعیف است. یکی از جنبه سند، چون عبارت ارسطو را از اثولوجیا نقل میکند که قدما آن را از ارسطو میدانستند و امروزه مسلّم شده است که این کتاب از ارسطو نیست و بلکه از افلوطین است. خود مرحوم آخوند هم در باب اعاده معدوم میگوید: اثولوجیا منسوب به ارسطوست، گویی خودش هم تردید دارد که از ارسطو باشد.
از نظر مضمون هم عبارت مورد استناد ضعیف است چون ایشان کلمه «سیلان» را بر حرکت جوهری حمل کرده است و حال آنکه کاملًا روشن است که مراد حرکت جوهری نیست. افلوطین در اثولوجیا گفته است که عالَم، حکم یک موجود زنده را دارد و یک نفس و قوه مدبر بر آن حکومت میکند مثل بدن انسان که نفس بر آن حکومت میکند. اگر این نفس وجود نداشته باشد، طبیعت بدن انسان بر گسیختگی و از هم پاشیدگی است. افلوطین از این از هم پاشیدگی به سیلان تعبیر کرده و گفته است اگر نفسی بر عالم حکومت نمیکرد، نظام عالم بر قرار نبود و عالم از هم میپاشید. مرحوم آخوند میگوید مقصود از «سیلان» در اینجا حرکت جوهری است.
ایشان از کلمات زنون اکبر هم جملاتی نقل میکند که هیچ دلالتی بر حرکت جوهری ندارد ولی دأب مرحوم آخوند این است که برای فرار از تنهایی و برای فرار از این ایراد که تو حرفی میزنی که حکما نگفتهاند، کوشش میکند که از هر طریق ممکن شواهدی از حکما و عرفای پیشین بیاورد.
بعد جملهای از محیی الدین نقل میکند. این جمله از جملات منسوب به ارسطو و زنون روشنتر است ولی مراد او هم حرکت جوهری نیست بلکه چیزی شبیه به آن است. عرفا به «تجدد امثال» قائلند که معنایش این است که عالم آناً فآناً نو میشود ولی نه به سبک حرکت. حرکت، تجدد اتصالی است یعنی میان مراتب نو و کهنه، یک وحدت اتصالی حکمفرماست. حرف عرفا بر اساس وحدت اتصالی نیست، بلکه بر این اساس