درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
میرسد. این دو دارای یک سرعت هستند ولی اولی در یک ساعت حرکت کرده که دومی حرکت نکرده و دومی در اول ساعت دوم حرکت کرده است. پس اتومبیل دوم نصف مسافت را در نصف امکان اولی گذرانده است نه در تمام آن، یعنی نیمی از آن امکان اولی را ساکن بوده و حرکت نداشته. ولی آن امکان اولی به هر حال وجود داشته، یعنی الآن ما میگوییم که اتومبیل دوم در نیمی از آن امکان حرکت نداشت در نیم دیگر حرکت داشت. از اینجا ما چه میفهمیم؟ غیر از مسأله اختلاف این امکان با مسافت، میفهیمم که این امکان عین حرکت نیست، برای اینکه نیمی از این امکان وجود داشته ولی اتومبیل دوم حرکت نداشته. در نیم اول آن امکان این اتومبیل ساکن بوده است، یعنی سکونش منطبق است بر نیمی از آن امکان نه حرکتش.
میگویند از اینجا میفهمیم که «انّ فی الوجود کونآ مقداریآ فیه امکان وقوع الحرکات المختلفة أو المتفقة غیر مقدار الاجسام و نهایاتها» از اینجا ما کشف میکنیم وجود یک وجود مقداری یعنی وجود یک مقدار را در عالم غیر از مقادیر اجسام، یک مقدار غیر قارّالذاتی که مقدار اجسام قارّالذات است.
نکتهای درباره حاشیه علامه طباطبایی
حال تفاوت این بیان با بیان اولی که ما کردیم چه بود؟به نظر نمیرسد تفاوتی باشد ولی تفاوت است. به نظر من ایرادی اگر بر حاشیه آقا[١] هست همین جهت است.
ایشان این بیان دوم را عین بیان اول گرفتهاند و لهذا در حاشیه نوشتهاند که این خود دلیل است بر اینکه زمان به تعدد حرکات متعدد میشود. من کار ندارم که این بیان ]حکما[ ناقص است یا ناقص نیست، درست است یا درست نیست، البته بیان درستی نیست ولی آنها با این بیان این مطلب را نخواستهاند بگویند. بیان اول ـ که ما کردیم ـ آن بیان است که نتیجهاش این است که به عدد حرکات عالم زمان است، ولی ما آنجا کلمه «امکان» به کار نمیبردیم. کلمه «امکان» در بیان دوم از قدماست، از زمان شیخ بوده و شاید قبل از شیخ هم بوده است. شیخ در نجات و شفا این برهان را آورده، بعد هر کسی که آمده، برهان را از شیخ گرفته و اقتباس کرده است.
از این بیان، اینها میخواهند عکس آن مطلبی را که ایشان (علامه طباطبایی)
[١] . [علامه طباطبايی (ره).]