درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨ - فصل اخیر، تمام حقیقت شی ء
ماده و صورت دو چیز نیستند که در خارج در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند که نیمی از یک شیء ماده باشد و نیم دیگر آن، صورت. در عین اینکه دو حیثیت در اینجا وجود دارد این شیء مرکبِ از ماده و صورت در ظرف خارج به تمامش ماده است و به تمامش صورت است، منتها ماده از جنبه ناقص این وجود واحد انتزاع میشود و صورت از جنبه کامل آن. پس نسبت این دو جزء نسبت ناقص به کامل است همانطور که عدد ناقص در عدد کامل وجود دارد. شما یک وقت عدد ٥ را به عنوان عدد ٥ در نظر میگیرید که خودش یک عددی است و یک وقت عدد ٥ را در عدد ١٠ در نظر میگیرید. اینطور نیست که عدد ١٠ از ضمیمه شدن عدد ٥ با عدد ٥ دیگری پیدا شده باشد، که این مطلب در باب ماهیت اعداد بحث میشود. اصلًا ماهیت عدد ١٠ غیر از ماهیت عدد ٥ است و لذا هر عددی یک نوع مستقل است.
عدد ١٠ نوع مستقلی است که در درون خود ٥ را هم دارد نه اینکه ضمیمه شدن دو عدد ٥ عبارت از عدد ١٠ باشد. صحبت از ضمیمه شدن نیست بلکه عدد ١٠ ماهیت بسیطی است که ماهیت دیگری را که میتواند در شکل دیگری مستقل باشد در درون خودش داراست. این است که میگوییم صورت، ماده را هم در بر دارد و فصل، جنس را هم در بر دارد.
فصل اخیر، تمام حقیقت شی ء
در منظومه در مباحث ماهیات مطلبی تحت این عنوان مطرح است که «فی أنّ تمام حقیقة الشیء فصله الاخیر». فصل، ماهیتی است که در درونش جنس هم وجوددارد نه اینکه فصل واقعاً یک نیمه جدا از نیمه دیگری به نام جنس باشد. آیا انسان «حیوان و ناطق» است یا «حیوان ناطق» است؟ ایندو با هم خیلی فرق دارد. اغلب در تعبیرات مسامحی اینطور گفته میشود که ماهیت انسان مرکب از دو جزء است:
حیوان و ناطق که از قرار گرفتن ایندو در کنار یکدیگر انسان پدید میآید. انسان، حیوان و ناطق نیست، آنطور که مثلًا آب، اکسیژن و ئیدروژن است بلکه انسان «حیوان ناطق» است یعنی «حیوانٌ هو بعینه ناطقٌ». این حیوانیت در ناطق وجود دارد: «الحیوان إمّا ناطق و إمّا کذا و کذا». حیوان خودش یک ماهیت مبهمی است که این ماهیت مبهم حتی در ذهن هم
کاوشهای بیشتری درباره این مسئله شد، برای اولین بار صدرالدین دشتکی اثبات کرد که ترکیب ماده و صورت، یک ترکیب اتحادی است نه انضمامی که صدرالمتألهین در این مسئله، تابع و پیرو صدرالدین دشتکی است و روی این مطلب تأکید هم کرده است.