درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
. سؤال : چرا خود حرکت نباشد؟استاد : بعد همین بحثها خواهد آمد، میگوییم این خود حرکت است. پس ما یک حقیقتی داریم که آنحقیقت ملاک تقدم و تأخر است. بعد میبینیم حرکت از آن جهت که حرکت است یعنی قطع نظر از آنخصوصیت امتدادیاش ملاک تقدم نیست یعنی یک شیء از
آن جهت که متحرک است معنی ندارد کهبر شیء دیگر تقدم زمانی داشته باشد، یعنی اگر ما اعتبار ماوراء حرکت نکنیم این تقدم و تأخر معنیندارد، باید ماوراء خود حرکت یک اعتباری بکنیم ولو آن اعتبار در واقع از تعینی برای حرکت سر دربیاورد.مکرر این مطلب را در باب جسم طبیعی و جسم تعلیمی گفتهایم که هر جسم طبیعی دارای جسمتعلیمی است و جدا از آن نیست ولی اگر جسم طبیعی را جسم طبیعی اعتبار کنیم و آن تعین را اعتبارنکنیم اصلا جسم طبیعی مقدار ندارد. هیچ وقت جسم طبیعی بیمقدار نیست ولی اگر ذاتش را اعتبارکنیم مقدار ندارد، باید تعینش را هم اعتبار کنیم تا مقدار داشته باشد. حرکت هم همین طور است. اگرما ذات حرکت را اعتبار کنیم آن کمّیت قابل انقسامی که اجزائش با یکدیگر مجامع نیستند اعتبارنمیشود ولی اگر حرکت را با آن تعینش اعتبار کنیم [آن کمیت را] دارد. ما بحثمان سر همان تعیناست که بعد میگوییم آن تعین زمان است.ـ این در صورتی است که زمان، عرضِ خارج محمول باشد نه محمول بالضمیمه.استاد : خارج محمول باشد؛ عرض تحلیلی همان است. ـ پس ما بازاء خارجی ندارد و در ذهن ماست.استاد: مکرر گفتهایم که اساسآ زمان و حرکت در خارج دو چیز نیستند، زمان عارض تحلیلی حرکتاست، همین طور که جسم تعلیمی عرض تحلیلی جسم طبیعی است. ولی اینکه مقدار، عارض تحلیلیجسم طبیعی باشد نه عارض خارجی یعنی چیزی نظیر خارج محمول، دلیل نمیشود که بگوییم اینعین اوست، چون فرق است که شیء را بدون تعینش اعتبار کنیم یا با تعینش اعتبار کنیم و به عبارتدیگر تعین شیء را اعتبار کنیم. اینها را بعد خواهیم گفت ولی این [مطلب با وجود خارجی زمان]منافات ندارد. پس وقتی ما میگوییم زمان مقدار حرکت است، قبلا به شما گفتهایم که فرق هر مقداریبا متقدر خودش فرق بین تعین و شیء مبهمی است که با آن تعین متعین میشود.