درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
تعبیر بهتر[ چنین حقیقتی در عالم وجود دارد، یعنی قبلیات و بعدیات بالذاتی که به نحوی هستند که وجود قبل ملازم با عدم بعد و وجود بعد ملازم با عدم قبل است. این همان است که ما آن را تقدم و تأخر زمانی (یعنی به حسب زمان) نامیدهایم. این تقدم و تأخر به حسب زمان که اشیاء با یکدیگر چنین مقایسهای میشوند، به واسطه وجود تقدمها و تأخرهای بالذاتِ غیر ممکن الاجتماع است. وقتی که سراغ این متقدم و متأخرهای بالذات غیر ممکنالاجتماع برویم باز همان تحلیلی که همیشه در باب حرکت یا هر امر متصل دیگر میکردیم اینجا هم میکنیم: آیا واقعآ این گونه است که شیئی متقدم و شیئی متأخر ]است؟[ آن شیء برای خودش شخصی است و این شیء برای خودش شخصی است؟ یعنی یک سلسله امور منفصل هستند، یکی بالذات تقدم دارد بر دیگری و دیگری بالذات تأخر دارد از آن، و وجود اوّلی ملازم است با عدم دومی و وجود دومی ملازم است با عدم اوّلی؟ یعنی این متقدمها و متأخرها به صورت یک سلسله اشیاء و منفصلاتند؟ اگر فرض کنیم به صورت یک سلسله امور منفصلند یعنی اموری که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند[١] ، سؤال میکنیم: آیا هر کدام از این منفصلات که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند جزئی دارد مقدم و جزئی دارد مؤخر؟ هر کدام از این متقدم بالذات و متأخر بالذاتها باز وجودش منقسم میشود به دو جزء که جزئی مقدم است و جزئی مؤخر، یعنی قابل تقسیم به متقدم و متأخر است، یا نه؟ اگر قابل تقسیم به متقدم و متأخر نباشد یعنی «آن»، نه «آن» به معنای حد زمان (که بعد میگوییم آن را قبول داریم و یک امر اعتباری محض است) بلکه «آن» به معنی جزئی از زمان ولی جزء کوچک لایتجزی. به عبارت دیگر میشود جزء لایتجزای زمان. براهین جزء لایتجزی همان طور که در اجرام وجودش را باطل کرده است در زمان هم باطل کرده است؛ یعنی همین طور که امکان وجود نقطه جوهری مادی محال است، وجود نقطه زمانی هم محال است.
و اما[٢] اگر بگویید هر یک از این منفصلات باز تقسیم میشود به متقدم و متأخری و دارای دو جزء است که جزئی متقدم بالذات و جزء دیگر متأخر بالذات است، میگوییم پس یک کمیت است ]زیرا[ هر چیزی که قابل انقسام باشد کمیت است. پس آنچه که دارای
[١] . البته اين مطلب را اينجا نگفتهاند ولی چون در جاهای ديگر زياد گفتهاند ديگر اينجا تكرار نكردهاند؛ما برای اينكه مطلب روشنتر باشد تكرار میكنيم.
[٢] . اين جهت را اينجا ذكر نكردهاند چون در جاهای ديگر مكرر ذكر كردهاند و نيازی نديدهاند.