درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
دارد که هر مرتبهای از حرکت در عین اینکه طلب است مطلوب هم باشد برای مرتبه قبل؟ بله، اگر ما یک مرتبه حرکت را مطلوب بدانیم و نه طلب، اشکال وارد است که حرکت نمیتواند مطلوب باشد و طلب نباشد. ولی این که هر مرتبه حرکت در عین اینکه طلب مرتبه بعد است مطلوب مرتبه قبل باشد قابل بحث است و معنایش این است که در باب قوه و فعل، هر مرتبهای از قوه، قوه است برای فعلیت بعد، و آن فعلیت بعد باز قوه است برای مرتبه بعد. چه مانعی دارد که بگوییم هر قوهای غایتش همان فعلیت خودش است ولی آن فعلیت چون فعلیت محض نیست و فعلیتِ از نوع قوه است آن هم غایتی دارد ماوراء خودش و... که خود این حرف بعد در کلمات مرحوم آخوند هم خواهد آمد.
به هر حال مسأله قابل بحث است که در تکامل، ما هر مرتبهای را غایت برای مرتبه قبلش بگیریم.
غایت حرکت طبیعت تجرد است
بعد مسأله دیگری برای ما مطرح میشود که مسأله بسیار مهمی است. یک وقت حرکت را به نحو حرکت قطعیه در نظر میگیریم، اجزاء و مراتب برایش منظور میکنیم، در این صورت هر مرتبهای از آن غایت برای مرتبه قبل خودش است. اما اگر حرکت را بنا بر حرکت توسط در نظر بگیریم همه آن یک واحد خواهد بود که میشود کمال اول. آیا مجموع حرکت به عنوان یک واحد، کمالی در ماوراء خود باید داشته باشد یا نه؟ اگر این را ثابت کنیم معنایش این است که هر تکاملی باید به کمال منتهی شود. امروزیها ـ که مطلب برایشان به این صورت طرح نیست ـ میگویند کمال وجود ندارد، فقط تکامل وجود دارد. ممکن است شما بگویید تکامل که وجود دارد عین قبول کمال است. تکامل یعنی در مسیر کمال قدم برداشتن. پس چطور تکامل وجود دارد کمال وجود ندارد؟ اگر بخواهیم حرفشان را حمل به صحت کنیم میگوییم مقصود این است: کمالی که فقط کمال باشد و طلب کمال نباشد وجود ندارد. یک وقت هست ما به کمالی قائل هستیم که خود آن کمال فقط کمال است و طلب کمال نیست. آن را اینها قبول ندارند. یک وقت به کمالی قائل هستیم که ماهیت آن کمال طلب کمال است. قهرآ توجیهش به این نحو است.
عرض کردیم، برای آنها هیچ وقت مسائل به این شکل تجزیه و تحلیل نمیشود، ما داریم به حرف آنها رنگ فلسفی میدهیم. یک وقت هست کمال به این شکل است که در عین اینکه کمال است نسبت به مرتبه قبل از خودش، طلب کمال است برای مرتبه بعد از