درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
عام است نه زمان خاص هر شیء ـ نمیتواند یک امر مادی و جسمانی باشد؛ آن چیزی که زمان را خلق میکند و به وجود میآورد باید امری باشد متبرّئ الذات از هر گونه کثرتی. و زمان از آن حیث که کثرت دارد ]نیازمند به قابلی است که در ذات خود کثیر باشد و [کثرت زمان بستگی دارد به کثرت قابل جسمانیاش.
پس زمان یک حقیقتی است که در آنِ واحد باقی است و در عین حال زایل و فانی است، در آنِ واحد واحد است و نوعی کثرت از برای او هست و این دو حیثیت، واقعی است. این مقدار مرحوم آخوند در اینجا میگوید. بعد مطلبی را میگوید که فصل قبل مقدمهای برای آن بود، میگوید زمان ـ که همین زمان عام را بحث میکنندـ از نظر قابل احتیاج دارد به قابلی که آن قابل جسم باشد ولی اَتمّ اجسام باشد، باید جسمی باشد که خواص اجسام عنصری را نداشته باشد، یعنی جسمی باشد که حرکتش حرکت مستدیره باشد نه حرکت مستقیم، جسمی که در آن نموّ و ذبول معنی نداشته باشد، جسمی که در آن حرکت مکانی ـ که مقصود همین حرکت مستقیم است ـ و تخلخل و تکاثف معنی نداشته باشد. در فصل بعد باید درباره این مطلب توضیح بیشتری بدهیم.