درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥ - برهان پنجم
صورتی ولو آناًمّا معدوم شود و در همان آن صورت دیگری برای ماده موجود شود مستلزم استقلال ماده است و ماده نمیتواند- ولو با همان فرض آناً مّا- از صورت خالی باشد. امکان ندارد که در آنِ واحد ماده، هم متلبس به این صورت باشد هم متلبس به آن صورت. پس ناچار باید بگوییم در آنِ اول صورت اول معدوم میشود و در آنِ دوم صورت دوم موجود میشود. این خودش مستلزم این است که آناًمّا ماده را خالی از صورت بدانیم و چون ماده به هیچ وجه خالی از صورت نمیشود پس محال است کون و فسادی در عالم داشته باشیم.
از طرف دیگر آیا تغییر جوهری در عالم داریم یا نداریم؟ بدیهی است که تغییر جوهری در عالم هست، منتها بحث در این است که آیا تغییرات جوهری به صورت کون و فساد صورت میگیرد یا به صورت حرکت و به عبارت دیگر آیا تغییرات جوهری دفعی است یا تدریجی؟ حال که اثبات کردیم تغییر صور جوهری بهطور دفعی محال است پس این تغیرات، تدریجی است و این خود برهانی است بر حرکت جوهری.
برهان پنجم
در اینجا آقای طباطبایی با مقدمات دیگری این مطلب را بیان کردهاند و چنان که گفتیم در چند جا از جمله کتاب نهایة الحکمه- در ابتدای فصل دومی که در بحث قوه و فعل دارند- و در جلد چهارم اصول فلسفه بر همین مبنا استدلال کردهاند. البته هم میتوان آن را برهان مستقلی شمرد و هم میتوان آن را بیان دیگری از همین برهان مرحوم آخوند دانست. ایشان از این راه وارد شدهاند که اساساً این قوه و امکانی که ما میگوییم وجود دارد چیست؟ شیء بالقوه و شیء بالفعل یعنی چه؟ این [١] را من با بیان دیگری عرض میکنم. ما در عالم یک «نظامِ دارا شدن» داریم و یک «نظامِ شدن». یک مثال برای نظام دارا شدن این است: میگوییم این سیب سبز بود قرمز شد، یعنی دارای سبزی بود و حالا دارای قرمزی است؛ ولی سیب همان سیب است. اما در نظامِ شدن چنین نیست که یک موضوع از اول تا آخر بتمامه به همان نحو که بوده محفوظ بماند، بلکه خودش چیز دیگری میشود، مثل اینکه میگوییم نطفه انسان شد. نه این است که الآن نطفه بودن
[١]. [مراد مقدمهای است که در پاراگراف بعد آمده نه کل برهان.]