درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
سر ساعت ١ میایستند. در اینجا هر دو از نظر یک بعد که بعد زمانی باشد برابر هستند یعنی او یک ساعت حرکت کرده این هم یک ساعت، ولی از نظر بعد مسافتی تفاوت دارند، او ١٠٠ کیلومتر حرکت کرده است و این ٥٠ کیلومتر. پس حرکت دو تقسیم برمیدارد و از دو نظر حالت مقداری دارد. مقدار یعنی کمّ یا کمیت. آنگاه که شیء از یک نظر قابلیت تقسیم داشته باشد میگوییم دارای کمیت است. اگر این انقسامات بالفعل باشد آن شیء عدد است و اگر بالقوه باشد و حد مشترک داشته باشد به آن «مقدار» میگوییم و چون اینجا انقسامات بالفعل نیست بلکه بالقوه است به آن مقدار میگوییم. پس ما میبینیم که هر حرکتی واقعآ دارای دو مقدار و کمیت است یعنی واقعآ از دو نظر قابلیت تقسیم دارد.
تا اینجا ما برای حرکت فقط دو مقدار و کمیت و قابلیتِ تقسیم قائل شدیم. حالا به چه دلیل یکی از این دو زمان باشد؟ میگوید: از این دو تا وقتی که ما آن یکی را که زمان نامیدیم در نظر بگیریم میبینیم آن واحدِ مقداری یک امر متصل غیر قارّ و یک امتداد غیر قارّالذات برای حرکت است، امتدادی است برای حرکت ولی امتدادی که اجزای آن با یکدیگر اجتماع وجود ندارند؛ یعنی حرکت دو امتداد دارد، به حسب یک امتداد یعنی امتداد مسافتی اجزا و واحدهایش با هم قابل اجتماع هستند. اگر ما میگوییم این پرش پنج متر طولش بود، خود آن پنج متر طول با همدیگر اجتماع در وجود دارند یعنی در آنِ واحد همه با یکدیگر وجود دارند. به ما میگویند امتداد این پنج متر را نشان بده، میگوییم از اینجا تا اینجا. خود حرکت البته غیر قارّالذات است ولی این امتداد حرکت که متحرک طی کرده است و حرکت با آن حساب میشود قارّالذات است. ولی یک امتداد دیگرش امتداد غیر قارّالذات است یعنی نمیشود همه اجزای آن امتداد را در «آن» با یکدیگر جمع کرد. پس حرکت دارای یک امتداد و بعدی است که به حسب آن بعد، غیر قارّالذات است.
این، خلاصه برهانی بود که طبیعیون اقامه کردهاند[١] . البته در اینجا مرحوم آخوند
[١] . سؤال : ممكن است بگوييم آنچه واقعيت دارد سرعت و بطؤ است و زمان از آن انتزاع میشود.استاد : اصلا خود سرعت و بطؤ همين است، نه اينكه سرعت چيز ديگری است. سرعت يعنی چه؟نسبت ميان مسافت و زمان. يك امر مقايسهای است. شما وقتی میگوييد حركت اتومبيلی كه فاصلهتهران تا قم را در يك ساعت طی كرده است نسبت به اتومبيلی كه در دو ساعت طی كرده استسريعتر است و حركت اين بطیءتر، يعنی هردو حركت از نظر مسافت يك امتداد دارند، آن حركتامتداد ديگرش كوچكتر است و اين حركت امتداد ديگرش بزرگتر است. سرعت از زمان انتزاع شد.سرعت يعنی حركت با زمانِ كمتر، و لهذا حاجی و ديگران كه گفتهاند خوب بود مرحوم آخوند كلمهسرعت و بطؤ را میآورد، نه اينكه میگويند زمان خودِ سرعت است، بلكه میگويند اگر كلمه سرعترا میآورد شايد بهتر بود. ولی نه، هيچ بهتر هم نبود. خود سرعت از زمان يعنی از آن بعد زمانی انتزاعمیشود. وقتی كه ما مسافت يك حركت را در نظر میگيريم و دو حركت از شیء واحد يا از دو شیءدر آن مسافت را با يكديگر مقايسه میكنيم، اگر آن بعد ديگرش كه ما زمان میناميم كمتر باشدمیگوييم سريعتر بود، و اگر بيشتر باشد میگوييم بطیءتر بود. اين اتومبيل امروز سريعتر از ديروز بودچون ديروز اين مسافت را در دو ساعت طی كرد امروز همين مسافت را در يك ساعت طی كرد. پسسرعت از زمان [انتزاع میشود.]