درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - دو نوع طبیعت انسانی
پدید میآید. این فرضیهای بوده است که اطبای قدیم میگفتند. مستشکل میگوید اگر قرار است که طبیعت مسخر نفس باشد و آنچه که طبیعت انجام میدهد به مقتضای ذات خودش باشد این تنازع و کشمکش میان نفس و طبیعت برای چیست؟ این دو ایراد در مورد اعیا و رعشه در اینجا مطرح شده است.
دو نوع طبیعت انسانی
اینجا مرحوم آخوند روی مسلک خودش جواب میدهد [١]. البته ممکن است جواب دیگری هم داشته باشد که بعد عرض میکنم.
ایشان میگوید ما دو طبیعت داریم. (این مسئله اگر در اینجا مسئله مهمی نباشد، در مباحث معاد مسئله مهمی است.) یک نوع طبیعت، طبیعتی است که مُسخَّر نفس است «طوعاً» و دیگر طبیعتی است که مسخر نفس است «کرهاً». یک طبیعت، طبیعتی است که منبعث از ذات نفس است، مُنشَأ و معلول خود نفس است و یک طبیعت، طبیعتی است که معلول نفس نیست، بلکه به نحوی مرتبط و متحد با نفساست. طبیعتی که مرتبط و متحد با نفس است، همین است که محسوس است. ماده منَویه بعد از آنکه تکامل پیدا میکند کم کم نفس در آن پیدا میشود.
به عقیده مرحوم آخوند ما که الان در اینجا نشستهایم علاوه بر طبیعت مادی محسوس خودمان، یک طبیعت دیگری مماثل و مشابه با آن داریم که معلول نفس و مُنشأ به انشاء نفس است؛ ذاتی نفس است و جداناشدنی از نفس. این همان است که از آن به «بدن برزخی»، «بدن اخروی» و یا «بدن مثالی» تعبیر میکنند. هر انسانی درست به موازات همین بدن که یک طبیعت است بدن دیگری دارد که آن هم نوعی طبیعت است، یعنی مثل همین طبیعت طول و عرض و عمق دارد. شرط جسمانیت غیر از طول و عرض و عمق داشتن، چیز دیگری نیست زیرا تعریف جسم «جوهر دارای ابعاد ثلاثه» است و بدن مثالی این ابعاد را دارد. بدن مثالی مشابه با همین بدن است. به ازای چشم، چشم و به ازای بینی، بینی دارد. هرچه در این طبیعت هست، در آن طبیعت هم هست. آن طبیعت به حکم اینکه مُنشأ به انشاء نفس است، جزء ذات نفس است و بیشتر جنبه
[١]. [در این جلسه تنها به اشکال در مورد اعیا پرداخته شده است ولی کل ایراد و پاسخ در مورد مسئله اعیا و نیز رعشه در جلسه بعد به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.]