درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
همان براهین امتناع تسلسل اینها را باطل میکند چون براهینی که در امتناع تسلسل داریم تسلسل امور مجتمعه با یکدیگر را باطل میکند. ولی اگر این امور متعاقب باشند و بگویید زمانْ یک آنِ حدوث دارد، علت زمان در همان آنِ حدوثش حادث نیست که بعد بگویید ]در ظرف عدم زمان موجود نبوده پس[ علت آن چنین و علتِ علت آن چنین. او در آنِ قبل حادث شده. علت او چطور؟ باز علت او در آنِ قبل از او حادث شده؛ حال یا در آنِ قبل از او یا در زمان قبل از او، چون این را ما دو گونه بلکه سه گونه میتوانیم تصور کنیم: یکی این که بگوییم علت زمان در آنِ قبل ]از آنِ حدوث زمان[ حادث شده است و علت او در آنِ قبل از این آن و علت او در آنِ قبل از این آن، همین طور آن به آن جلو برویم. دیگر این که بگوییم علت زمان در زمان قبل پیدا شده (حتی کلمه زمان را بیاوریم) ]و علت او در زمان قبل و...[ ولی زمانهایی که از یکدیگر منقطع و جدا هستند. علت زمان یک زمان کوتاه (مثلا یک هزارم ثانیه) داشته که زمانش هم مثل خودش حادث است. علت آن علت هم یک زمان کوتاه داشته ولی بریده از آن زمان. علت آن علت هم باز یک قطعه زمان داشته بریده از آن زمان. این علتها یا آنی الحصول است یا زمانی الحصول. اگر آنی الحصول باشد هیچ مقدار ندارد. اگر زمانی الحصول باشد مقدار دارد ولی مقدار کوچک، اما زمانهایی منفصل و جدا از یکدیگر نه یک زمان متصل واحد.
هر دو حالت محال است. اما این که علت زمان در آنی باشد و علت او در آنِ دیگر که «آن»ها در کنار یکدیگر قرار بگیرند، همان مسأله تتالی آنات است که اینها را جزء لایتجزای زمان میگویند. براهین امتناع جزء لایتجزی، جزء لایتجزای متکلمین یعنی اجزایی که نه طول دارند نه عرض و نه عمق یعنی نقطه مکانی و نقطه زمانی را باطل میکند. به عبارت دیگر براهین امتناع جزء لایتجزی ترکب جسم را از مجموع نقاط جوهری مکانی و ترکب زمان را از مجموع نقاط زمانی یعنی آنِ زمانی باطل میکند. اشتباه است اگر ما خیال بکنیم زمان یعنی مجموع «آن»ها که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. آنی که ما در مورد زمان میگوییم یک امر اعتباری است. زمان در ذات خودش یک امر متصل است و «آن» (یعنی حد میان دو کمیت) اعتبار میشود. «آنِ» به معنای ذرات کوچک زمان ـ که محال است ـ چیزی است که اگر قائل به او شویم او منشأ زمان است یعنی زمان از او درست شده. «آن» به معنایی که ما قبول داریم یک امر اعتباری است و متفرع بر وجود اتصالی زمان است یعنی بعد از آنکه زمان را به صورت یک امر متصل واحد قبول میکنیم، میپذیریم که برای زمان اعتبار میشود «آن» یعنی این