درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠ - اشکال و پاسخ درباره نحوه بقای ماده
ماده همان ماده است.
ما صندلی بدون ماده نداریم. آیا میتوانیم صندلیای داشته باشیم که از هیچ ساخته شده باشد؛ نه چوب باشد، نه آهن باشد و نه فلز دیگری و فقط صندلی باشد؟
نه، این صورت احتیاج دارد به مادهای اما نه ماده بالخصوص مثل چوب، آهن یا نقره، بلکه «مادةٌ مّا». این است که میگوییم در این مرکب، ماده به نحو کلی و به نحو ابهام اخذ شده است، یعنی احتیاج به ماده هست اما «ای مادةٍ». آنچه در ماهیت این شیء دخالت دارد یک ماده خاص نیست. ولی در صورت این شیء چه اعتبار شده است؟ آن چیزی که مقوم ماهیت آن است چیست؟ همین صورت بالخصوص. اگر این صورت را عوض کنیم و مثلًا تکیه گاه صندلی را برداریم ماهیت خودش را از دست میدهد و لذا میگوییم این دیگر صندلی نیست، چهارپایه است.
این است که در باب ماده و صورت میگویند: شیئیت شیء به صورت شیء است نه به ماده آن. در باب ماهیت هم همین را میگویند: «حقیقة الشیء فصله الاخیر».
اگر فصل اخیر شیء باقی باشد، حقیقت و ماهیت آن شیء باقی است ولو اینکه عین [همه] آن اجناس و فصولی که در سابق بوده است باقی نماند و اجناس و فصول دیگری جای آنها را بگیرد. آن حیوانی که در ناطق اخذ شده است، یک حیوان مبهم است. در ناطق، باید حیوان باشد ولو آنکه حیوانی که الان موجود است با حیوانی که قبلًا موجود بوده است، مختلف باشد.
این مطلبی است که مرحوم آخوند در اینجا به مناسبت بحث ضرورت بقایموضوع در حرکت جوهری و ضرورت بقای موضوع در حرکت کمّی بیان میکنند.
موضوع در حرکت جوهری «ماده مع صورةٍ مّا» است چون ماده تشخصش به صورت است. قهراً «ماده مع صورةٍ مّا» یعنی «ماده مع تشخصٍ مّا» نه «ماده با تشخص بالخصوص». «ماده مع تشخصٍ مّا» یعنی ماده با تبدل صورت تغییر میکند.
در کون و فساد، شخصی از ماده در ضمن یک صورت، بود. این صورت، زایل شده و صورت دیگری پیدا میشود. این شخص دیگری است، چون اصلًا ماده از خودش تشخص ندارد و در تشخص تابع صورت است.
اشکال و پاسخ درباره نحوه بقای ماده
این فصلی که اینجا طرح شده است برای جواب به این اشکال است که شما خودتان در