درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦
الّتی یجوز اتصالها دائماً، فهی غنیة عن سائر الحرکات العرضیة و هی لاتستغنی عن المستدیرة فهی أقدم الحرکات.
و أمّا أنّ المستدیرة أدومها فلما مر أنّ غیرها منقطعة [١] إلی سکون لأنه عدمها و هو لکونه عدماً خاصاً یصحبه قوة أو ملکة مفتقرتین إلی قابل زمانی متجدد الوجود یحتاج إلی زمان بعد زمان الحرکة الّتی هو یقابلها، و قد علم أنّ حافظ الزمان هو المستدیرة فی المشهور [٢].
و أمّا أنها أتمها فلأنها فی نفسها لایحتمل الزیادة فی الکمیة [٣] کباقی الحرکات و لا الاشتداد و لا التضعف فی السرعة و البطؤ لما ستعلم فی مباحث الأفلاک [٤]، و لأنّ فاعلها و غایتها لیس أمراً محسوساً بل أمر عقلی غیر متفاوت فی القرب إلیه و البعد عنه لکونه خارجاً عن هذا العالم کما یتفاوت غایة الحرکات الطبیعیة الأینیة و تشتد.
ایشان حرکت دائم را حرکت جوهری میداند و لهذا برخی مطالب مطرح شده در اینجا مثل خیلی حرفهای دیگر مرحوم آخوند روی مبنای خود ایشان نیست.
سؤال: در راجعه میتوان آن حرف را قبول کرد که سکون متخلل است ولی در منعطفه چگونه میتوان قبول کرد؟.
استاد: اینها به چنین فرقی قائل نیستند. میگویند وقتی که شیء در مسیر مستقیم حرکت میکند همین قدر که بخواهد تغییر جهت بدهد اعم از اینکه روی خطی که رفته بخواهد برگردد یا نه، بدون سکون امکان ندارد که برهانش در آینده خواهد آمد.
[١]. حرکت مستدیر تنها حرکتی است که منقطع نمیشود، پس ادوم است. کلمه «ادوم» در اینجا درست نیست، باید گفت این دائم است و بقیه غیر دائم.[٢]. با «فی المشهور» اشاره میکند که ما داریم بر مبنای دیگران حرف میزنیم.[٣]. حرکت فلک چون دائم است و بلکه غیرمتناهی است زیاده در کمیت پیدا نمیکند.حتی معتقد هستند که حرکت فلک سرعت و بُطء هم پیدا نمیکند. هر کدام در هر درجهای از سرعت که هست الی الابد به همان حالت باقی میماند و امکان اینکه کندتر یا تندتر شود نیست.
[٤]. در این فصل مرحوم آخوند دو وعده داده است که این دو وعده وفا نشده است به همان دلیلی که مکرر گفتهایم که اسفار به صورت یک کتاب یادداشت و ناتمام باقی مانده است. خیلی از مباحث را میگوید در گذشته گفته شد در صورتی که در آینده میگوید، یا میگوید در آینده میگوییم در حالی که در گذشته گفته است. خیلی از ابواب و مباحث مهم را میگوید در آینده خواهیم گفت در صورتی که چنین بابی در اسفار موجود نیست.از جمله در اینجا میگوید ما در بحث فلکیات خواهیم گفت. در آخر این فصل نیز مطلب را به مباحث جهات و فلکیات حواله میدهد در حالی که اسفار جهات و فلکیات ندارد.
در یک جا میگوید ما در آینده در مباحث نبوات چنین خواهیم گفت ولی اسفار مباحث نبوات ندارد.