درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
هستیم و دیگر با دیروز نیستیم؟
وحدت شخصی عالم طبیعت
پس این مسأله زمان مشترک یک مسأله بسیار مهمی است که در سه چهار فصل آینده مطلبی هست که در آنجا شاید بیشتر عرض بکنیم، فعلا اجمالا عرض میکنیم. ما از این مطلب به یک مطلب دیگر میرسیم که مرحوم آخوند در لا بلای کلماتش گاهی به این مطلب اشاره کرده یا باید بگوییم گاهی این مطلب در ذهنش برق زده ولی آنچنان که باید آن را تشریح نکرده است و آن مطلب مسأله وحدت شخصی عالم طبیعت و قهرآ به اعتباری مسأله وحدت شخصی زمان است؛ یعنی با اینکه ما اشیاء و اجزاء را متفرق از یکدیگر تصور میکنیم و مثلا میگوییم حادثه هفتصد سال پیش و حادثه امروز، گو اینکه حادثه امروز امری است جدا برای خودش آن هم حادثهای است جدا برای خودش و فقط وقتی اینها را با حرکت فلک مقایسه کردهایم یک رابطه تقدم و تأخر پیدا شده؛ ولی تمام اجزاء عالم طبیعت نه فقط حکم یک واحد را دارد بلکه واقعآ یک واحد است یعنی همه عالم طبیعت در عین کثرتهایی که در آن هست از یک وحدت واقعی برخوردار است و عالم به تمام اجزاء خودش در حکم یک قافله حرکت و یک واحدِ حرکت است، و زمان مشترک هم از همان جا پیدا میشود و تقدم و تأخرها یک امر واقعی است. سعدی هفتصد سال پیش واقعآ بر ما نوعی تقدم دارد، نه اینکه او تقدم ندارد، او حرکت و جریانی است ما هم جریانی هستیم، این که ما میگوییم او تقدم دارد، چون او را با چیزی مقایسه کردهایم که آن چیز تقدم دارد بر جریانی که امروز واقع میشود، یعنی تقدم و تأخرها میان مقیاسهاست نه میان مقیسها؛ بنابراین سعدی که در هفتصد سال پیش بوده است و زیدی که معاصر ماست رابطهشان با ما از نظر زمانی هیچ فرق نمیکند، فقط او را با آن مقدار مقایسه کردهایم این را با این مقدار ]و بین این دو مقدار تقدم و تأخر هست.[ چنین نیست، واقعآ ما در ظرفی[١] قرار گرفتهایم (نه ظرفی که بیرون از وجود ما باشد) و او در ظرف دیگر که این ظرفها یک رابطه بسیار بسیار عمیقی با هویت ما دارد. حتی اگر میگوییم «جزئی از هویت ما» باز هم مسامحه است، باید بگوییم عین هویت ماست. این ظرفِ هویت ما عین هویت ماست.
[١] . چون عرف تعبير «ظرف» میكند.