درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
را مقدمه فرزند بدانیم. هدف و غایت اصلی طبیعت ابقاء نوع و وجود هر نوعی از انواع است که مثلا نوع انسان در دنیا وجود داشته باشد. ولی امکان ندارد که طبیعت به این غایت خودش به وسیله یک فرد برسد، چون فرد طبیعی محکوم به فنا و زوال است. طبیعت این غرض خودش را از راه تناسل تأمین میکند. طبیعت همیشه میخواهد نوع انسان بر روی زمین باشد. مطابق حرف شیخ اگر امکان این امر میبود که نوع انسان بر روی زمین مخلّد باقی بماند طبیعت آن تدبیر را به کار نمیبرد که مسأله تناسل را به وجود آورد و افراد دیگر را ایجاد کند. ولی آنچه که در نظام طبیعت است و طبیعت میخواهد ]این است که[ نوع انسان وجود داشته باشد. چون نوع انسان با یک فرد نمیتواند دوام وجود پیدا کند، از راه تناسل این غرض و هدف خودش را تأمین کرده.
نکته
حال نظیر و شبیه این حرف در اینجا گفته شده است، که همین محل اشکال میشود. البته مقصود شیخ ]چیز دیگری است[ ولی در ظاهر عبارت شیخ اشکال هست. حرکت چطور؟ آیا حرکت، خودش مقصود است یا نه؟ شیخ آمده آن حرفی را که در باب انواع دیگر رد کرده است اینجا قبول کرده، که در اینجا گذشته از آن اشکال، اشکال بالاتری هم هست. گفته است طبیعتِ حرکت مقصود طبیعت نیست بلکه غایت هر مرتبهای از حرکت، مرتبه بعد است و غایت آن مرتبه بعد باز مرتبه دیگر است؛ این یک ایراد، که حاجی این ایراد را ذکر نکرده.
ایراد بالاتر این است که اگر این مطلب را در غیر حرکت فرضآ بتوانیم بگوییم، در حرکت نمیتوانیم بگوییم چون حرکت کمال اول است و هر کمال اولی کمال ثانی میخواهد. مرتبهای از حرکت نمیتواند کمال ثانی باشد برای مرتبه دیگر حرکت. به تعبیر حاجی و خود مرحوم آخوند حرکت از سنخ طلب است؛ نمیتواند مرتبهای از طلب، غایت برای مرتبه دیگر باشد.
پس این، اشکال علیحده است که اولا در غیر حرکت هم شما قائل به چنین مطلبی نبودید، چگونه در حرکت که این اشکال هم اضافه میشود چنین حرفی را قائل هستید؟
چون این بحث در آینده میآید اینجا زیاد روی آن معطل نمیشویم ولی در بحث تکامل، مبحث غایات حرکت که در آینده بحث میکنیم، ان شاء الله، خواهیم گفت که در باب حرکت این مطلب قابل طرح است که حرکت، هم طلب است هم مطلوب، چه مانعی