درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠ - اثبات حرکت وضعی دائمی
حرکت وضعی فلک. پس اگر حرکت وضعی فلک هم وجود نداشته باشد باز یک زمان مستمر دائم وجود دارد.
در آینده این بحث مطرح خواهد شد که آیا براهین اثبات زمان، ثابت میکنند که در عالم فقط یک زمان داریم یعنی فقط یک حرکت است که منشأ انتزاع زمان است؟ بر این اساس معنی زمانی بودن اشیاء این است که در آن زمان قرار گرفتهاند، حال آن زمان، زمان حرکت وضعی فلک باشد یا زمان حرکت جوهری یا زمان چیز دیگر. در این فرض یک حرکت دائم و غیرساکن و غیرمتوقف در عالم هست و زمان عبارت است از مقدار آن حرکت. این فرض- همچنان که در آینده خواهیم گفت- درست نیست.
فرض دیگر این است که به عدد حرکات موجود در عالم، زمان وجود دارد همانطور که به عدد اجسام عالم کمیت وجود دارد. منتها از میان کمیتها یک کمیت را اعتبار میکنیم برای اینکه مقیاس کمیتهای دیگر واقع شود. این فقط یک اعتبار است و آن مقدار خاص از کمیت هیچ اولویتی ندارد. مثلًا ما یک چهل میلیونیم محیط کره زمین را به عنوان «متر» اعتبار میکنیم و کمیت اشیاء دیگر را با آن میسنجیم. هر چیزی برای خودش کمیتی دارد و این متر [١] در کمیت داشتن با پارچه و یا اندام انسان هیچ تفاوتی نمیکند. منتها از میان مقدارها یکی را به عنوان مقیاس اعتبار میکنیم همچنان که از میان اوزان مقدار معینی مثل کیلو را به عنوان مقیاس اعتبار کرده و وزن اشیاء دیگر را با آن میسنجیم زمان هم همینطور است. هر چیزی که در عالم حرکت دارد زمان دارد. اگر حرکت در عالم متعدد است زمان هم متعدد است ولی در میان زمانهای عالم یکی را مقیاس سنجش دیگر زمانها قرار میدهیم. به قول قدما حرکت فلک به دور زمین یا به قول امروزیها حرکت سالانه زمین به دور خورشید یا حرکت شبانه روزی زمین به دور خودش را مقیاس زمان قرار میدهیم. مدت زمانی را که در آن، زمین یک دور کامل به دور خودش گردش میکند به ٢٤ قسمت مساوی تقسیم کرده، آن را «یک ساعت» اعتبار میکنیم. مثلًا زمان تکلم من در اینجا را میسنجیم و میگوییم یک ساعت طول کشیده است. این بدین معناست که این کمیت منطبق است با ١٢٤ آن کمیت، ولی از نظر زمان بودن، هیچ یک اولویتی بر دیگری ندارد و هر کدام برای خودش زمان است. پس اینکه مرحوم
[١]. [متر در این جمله به معنای ابزار اندازه گیری است نه واحد اندازه گیری.]