درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢ - بحثی در یکی از مقدمات برهان دوم
موضوع خودش است بعدها هم خواهد آمد [١].
بحثی در یکی از مقدمات برهان دوم [٢].
در برهان دومی که مرحوم آخوند ذکر کرد و از راه تبعیت جوهر برای عرض وارد شد ایشان مطلبی را هم عنوان کرد که آن مطلب مورد اعتراض حاجی واقع شدگو اینکه ما به آن اعتراض جواب دادیم. آن مطلب این بود که در مقدمه آن برهان، مرحوم آخوند این بحث را پیش کشید که اساساً طبیعت علت حرکات و اعراضی نیست که در خود آن مادهای که طبیعت در آن ماده وجود دارد [پیدا میشود]، که در جلسه پیش بحث کردیم.
حال سؤال این است: آیا ما اساساً برای اقامه این برهان که از راه تبعیت عرض از جوهر وارد شدیم، نیاز به چنین مقدمهای داریم تا بعد مجبور باشیم با اشکال حاجی مواجه شویم یا اصلًا نیاز به چنین مقدمهای نیست؟ تقریباً بسیاری از متأخرانِ مرحوم آخوند که این برهان را ذکر کردهاند به این [مقدمه] چندان عنایت نکردهاند، شاید از این جهت که آن را لازم ندانستهاند و لازم هم نیست. یعنی حتی اگر این مقدمه درست و قابل توجیه باشد، ضرورتی ندارد که ما آن را بیاوریم؛ اگر مقدمه را حذف کنیم باز برهان ما برهان کاملی خواهد بود.
آنچه که جوهر برهان را تشکیل میدهد مسئله تبعیت عرض از جوهر است، خواه علت آن عرض هم خود همین طبیعت جوهری باشد یا نباشد، چرا؟ برای اینکه آن جوهری که علت عرض خودش است قهراً مرکب است از مادهای و صورتی. آنها که میگویند جوهر علت است- و خود مرحوم آخوند هر جا که این حرف را میزند- مرادشان
[١]. سؤال: آیا اختلاف فاعل و قابل اختلاف حیثی نیست؟.
استاد: حیثی است ولی اعتباری و حیثی محض نیست. ما قبلًا در باب اینکه حرکت احتیاج به محرک دارد گفتیم که قابل نمیتواند عین فاعل باشد. حتی همان جا هم این حرف را گفتیم که اگر شما میبینید یک شیء، خودش در خودش اثر میگذارد (کالطبیب یعالج نفسَه)، آن شیء از حیثی فاعل است و از حیثی قابل. ولی این حیثیت، اعتباری نیست، واقعی است، یعنی برای اینکه یک شیء هم فاعل باشد و هم قابل، در واقع و نفس الامر باید دارای دو حیثیت باشد؛ از حیثی فاعل باشد و از حیثی قابل. حال اینجا میگوید اگر بنا شود که طبیعت خودش در خودش اثر بگذارد لازم میآید که از حیث واحد خودش بر خودش تقدم داشته باشد.
[٢]. [این مطلب در اصل در جلسه چهل وچهارم بیان شده است ولی به جهت حفظ انسجام مطالب در اینجا آورده میشود.]