درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - برهان چهارم بر حرکت جوهری
مقدار که باید، در اطراف آن داد سخن نداده است. مکرر عرض کردهایم که نقطه اتکای آقای طباطبایی در باب حرکت جوهری همیشه همین برهان است و کمتر به این سه برهانی که توضیح داده شد تکیه میکنند. در اینجا به این برهان اشاره میکنیم [١].
آنچه مسلّم است در طبیعت بهطور کلی، چه در جوهر و چه در عرض، تغییر پیدا میشود. منکرین حرکت جوهری مانند شیخ هم این مطلب را انکار ندارند، ولی آنها میگویند تغییر در جواهر به نحو «کون و فساد» است، یعنی یک جوهر ممکن است تغییر کند به طوری که ماهیتش عوض شود؛ صورتی از آن از بین برود وصورت جدیدی بیاید. یکی از ابواب و فصولی که خود ارسطو در کتابهایش نوشته «کتاب الکون و الفساد» است و مفاد آن همین است که جواهر این عالم به این شکل تغییر میکنند که جوهری فاسد میشود و جوهری کائن میشود و به عبارت دیگر جوهری معدوم میشود و جوهر دیگری موجود میشود، اما نه به این نحو که جوهری بمادته و صورته معدوم میشود و بعد جوهر دیگری بمادته و صورته و بدون ارتباط با آن جوهر به وجود میآید. صورت یعنی قوام فعلیت [جسم] معدوم میشود، و بعد یک صورت جدید بر همین ماده عارض میشود. ماده هیچ وقت بلاصورت نمیماند ولی صورتهای مختلف میگیرد به این نحو که یک صورت را از دست میدهد و صورت دیگری را میگیرد، و باز [هنگام تغیر دفعی بعدی] یک صورت را از دست میدهد و صورت دیگری را میگیرد و به همین ترتیب. گفتیم که به خیمهای مثال میزنند که عمود آن میرود و عمود دیگری میآید ولی خیمه همچنان باقی است.
در کلمات خود مرحوم آخوند کم و بیش این مطلب مطرح شده است که آیا اساساً کون و فساد امکان دارد یا تغییر مساوی است با خروج تدریجی شیء از قوه به فعلیت؟ امثال ارسطو و بوعلی هم میگویند خروج شیء از قوه به فعلیت یا دفعی است یا تدریجی. خروج دفعی را کون و فساد و خروج تدریجی را حرکت مینامند.
حال ادعای این برهان چهارم این است که اساساً خروج از قوه به فعل جز به نحو تدریج امکان ندارد. یا باید قائل شویم که اصلًا در جوهر هیچ گونه تغییر و خروج از قوه به فعلی صورت نمیگیرد و تمام جواهر عالم به همان حالتی که ازلًا بودهاند ابداً هم به همان حالت خواهند بود و یا اگر
[١]. [در جلسه بعد گفته خواهد شد که بیان دیگری از مرحوم علامه طباطبایی را میتوان مستقل از تقریر مرحوم آخوند دانست و آن را برهان جداگانهای بر حرکت جوهری به حساب آورد. به جلسه بعد ذیل عنوان «برهان پنجم» مراجعه شود.]