درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
واجبالوجود است چون شما میگویید استغناء از جعل است.
در پاسخ میگوییم: خیر، اینجا هم اگر میگوییم استغناء از جعل، برای این است که برای لازم وجودی غیر از وجود ملزوم قائل نیستیم یعنی لازم یک معنا و مفهومی است که عقل از ملزوم انتزاع کرده. کثرت ملزوم و لازم کثرتی است که عقل در مرحله معرفت و شناخت و در مرحله تحلیل به وجود میآورد و ای بسا از این کثرتها ما داریم که در خارج جز وحدت چیزی نیست، عقل در قرع و انبیق خودش یک شیء را به معانی متعدد تکثیر میکند. این کثرت، کثرت عقلی است. نه این است که اربعه چیزی است و زوجیت چیز دیگری، اربعه وجودی دارد و علاوه بر وجود خودش یک وجود دیگری بر آن عارض شده است به نام زوجیت ولی این وجود دیگر بدون علت پیدا شده، چسبیده به آن وجود، بدون علت هم چسبیده. چنین چیزی محال است.
و لهذا بعضی از اساتید ما همیشه در این موارد توضیح میدادند که در باب لازم و ملزوم اگر میگوییم میان ملزوم و لازم جعل متخلل نمیشود، یعنی آنجا که لازم یک مفهوم انتزاعی است. و الّا اگر لازم خودش از سنخ وجود باشد جعل متخلل میشود ولی نه بین ملزوم و لازم. آنجا که لازم خودش از سنخ وجود است ملزوم خودش جاعلِ این لازم است. هر معلولی لازم علت خودش است چون لاینفک از علت خودش است. اینجا جعل در کار است ولی نه اینکه جعل متخلل شده بین علت و معلول، بلکه خودِ علت جاعل معلول خودش است.
حرکت عرضی به علتی غیر از علت موضوع خود نیاز دارد
وقتی که این مطلب روشن شد یک مطلب دیگر روشن میشود و آن این است : گاهی یک مسألهای که مطرح میشود، فرض کنید در باب حرکت میگویند فلان شیء حرکت میکند، کسی میگوید چرا حرکت میکند؟ دیگری میگوید این دیگر چرا ندارد، علت نمیخواهد، حرکت لازمه ذاتش است. حساب نکردهاند که ما در جایی میگوییم این شیء علت نمیخواهد ]که لازم، وجودی غیر از وجود ملزوم نداشته باشد. [اگر الف حرکت میکند، یک وقت کسی میگوید الف که متحرک و قابل حرکت است همان در عین اینکه قابل است فاعل هم هست یعنی منکر فاعل حرکت نیست ولی قابل را فی عین أنه قابلٌ فاعل هم میداند، هم مفیض حرکت میداند هم مستفیض حرکت؛ این یک جور تصور از مطلب است که در گذشته گفتیم محال است که یک شیء در آنِ واحد هم مفیض باشد