درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
افراد هر نوعی به عقیده حکما غیرمتناهی است. مثلا شما میگویید که زید مولّد عمرو و بکر است که اولاد او هستند، باز عمرو و بکر مولّد افراد دیگری هستند و... آیا هر نسلِ بعد غایت نسل قبل هست یا نیست؟ ناچار باید بگوییم غایت هر نسلی نسل بعد است. نقل کلام به نسل بعد میکنیم، آن نسل هم غایتش نسل بعد است و... هیچ وقت به نسلی نخواهیم رسید که بگوییم اساسآ بشر ]به خاطر او[ به وجود آمده، همه اینها مقدمه بودهاند برای او و او غایت همه است و او دیگر غایت ندارد و نسلی بعد از او نیست. این قابل توجیه نیست. اولا این مطلب به این معنا قابل قبول نیست که ما بگوییم نسلهای بشر که در گذشته به وجود آمدهاند همه مقدمهاند برای یک نسل نهایی که در آینده میخواهد به وجود آید و آن نسل نهایی که نسل کامل است قهرآ مقطوعالنسل است. یک وقت بشر میرسد به نسلی که آن نسل مقطوعالنسل میشود و آن نسل نهایی کاملترین نسلهاست و اساسآ فلسفه به وجود آمدن بشر آنها هستند. بعلاوه روی اصول دیگری که حکما قائلاند اصلا افراد هر نوعی را محدود و متناهی نمیدانند.
شیخ آنجا جواب میدهد: این از اول اشتباه است که ما هر نسلی را مقدمه برای نسل بعدی و هر نسلی را غایت نسل قبلی بدانیم یعنی غایت هر نسلی را در خارج از وجود او بدانیم. زید برای چه به وجود آمده است؟ برای اینکه عمرو از او به وجود بیاید. عمرو برای چه به وجود آمده است؟ برای اینکه بکر از او به وجود بیاید. چنین چیزی نیست، بلکه اینها غایت هستند ولی غایات بالعرضاند نه غایات بالذات. غایت هر انسانی غایت طولی است و در طول او قرار گرفته نه غایت عرضی یعنی انسانی در عرض او. غایت این انسان همان کمالاتی است که خود او باید به آن برسد. هر انسانی برای یک سلسله کمالات معنوی و روحانی و جسمانی و آنچه که در استعداد دارد آفریده شده است نه اینکه هر انسانی مقدمه است برای نسل بعد از خودش.
البته در اینجا خیلی بحثهای دیگر را میشود به میان آورد که با بحثهای متجددین امروز مرتبط است. کسانی که قائل به اصالت جامعه هستند و فرد را یک امر تقریبآ مقدّمی یا امر عرضی میدانند معتقدند هر جامعهای مقدمه است برای جامعه دیگر (نه هر انسانی برای نسل بعد از خودش) و همه برای این است که تکامل رخ بدهد، یعنی جامعه انسانیت به کمال برسد. حال این جامعه انسانیت در حدی متوقف میشود یا نمیشود، مسأله دیگری است که از بحث ما خارج است، شاید در بحث غایات این مسأله را مطرح کنیم.
در آنجا شیخ میگوید این اشتباه است که ما هر نسلی را مقدمه نسل بعد و هر پدری