درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
میآید. اگر مرکب باشد، با غیر مرکب فرق نمیکند. آنچه که خیلی خیلی ظریف و لطیف است این مطلب است که آن رابط در عین اینکه بسیط است دو وجههای و دو حیثی است، در کمال بساطتش دو حیثی است، که قدما میآمدند حرکت را ]در نظر میگرفتند، [منتها دنبال یک حرکت دائم میگشتند چون رابط باید یک حرکت دائم باشد و آن حرکت دائم را حرکت وضعی فلک میدانستند، میگفتند حرکت وضعی فلک است که رابط است. مرحوم آخوند گفت آن رابط، حرکت وضعی نیست حرکت جوهری است، گو اینکه ایشان هم بیشتر دنبال حرکت جوهری فلک میرود ولی به هر حال میگوید آن رابط باید حرکت جوهری باشد.
پس این استدلالی که در اینجا میآید همان استدلالی است که در آنجا گفتند، چون این بحث راجع به حدوث زمان است آن بحث در باب حدوث هر حادثی. این را فقط برای توضیح عرض کردم. استدلال عینآ همان استدلال است و بالاخره زمان میتواند آن را حل کند و به معنی صحیحتر آن چیزی که زمان از او انتزاع میشود، به قول قدما حرکت وضعی فلک و به قول مرحوم آخوند حرکت جوهری فلک یا حرکت جوهری عالم. پس حدوث حادثات فقط با زمان یعنی با حرکتی که منشأ انتزاع زمان است قابل توجیه است. حدوث خود زمان امکان ندارد که قابل توجیه باشد. پس چارهای نداریم جز اینکه زمان را همان چیزی بدانیم که دارای دو چهره یا دو وجهه است، از حیثی قدیم و از حیثی حادث است، که این جهت را خیلی تصریح نکردهاند.