درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
وجود دارد حرکت قطعی است و حرکت توسطی امری است اعتباری، پس ثبات برای زمان امری است اعتباری، تجدد و تصرم حقیقت است. اگر عکسش را گفتیم، ثبات برای زمان امری است واقعی، تجدد و تصرم اعتبار ثانوی است. و اگر حرف مرحوم آخوند را گفتیم که ]حرکت[ هم باقی است و هم فانی در آنِ واحد، آن هم مطلب دیگری است. ولی به هر حال قدر مسلّم این است که دو اعتبار برای زمان میشود: اعتبار ثبات و اعتبار تجدد و تصرم، یعنی زوال و فنا، حدوث و فنا. و برای همین حقیقت، هم اعتبار وحدت میشود هم اعتبار کثرت، مثل هر متصل واحدی. هر متصل واحدی، هم اعتبار وحدت در آن میشود چون واقعآ یک واحد است، هم اعتبار کثرت در آن میشود به اعتبار اینکه چون متصل است قابل اعتبار جزئیت است ـ که همان معنای قابلیت انقسام است ـ و میتوانیم اعتبار کثرت یعنی اعتبار تجزی در آن بکنیم.
حال میفرمایند زمان از آن نظر که ثابت است، نیاز دارد به فاعلی ثابت که حافظ زمان باشد. البته حرفی را به محمد زکریای رازی نسبت دادهاند (آن هم معلوم نیست که به این حد باشد) راجع به مسأله قدمای خمسه، اگر مقصود او از قدمای خمسه قدمای ذاتی باشد. ممکن است کسی بگوید زمان دیگر نیاز به فاعل ندارد و مستغنی از فاعل است یعنی مثلا واجب بالذات است. جواب این در آینده داده میشود و در همین اسفار بحثش خواهد آمد.
زمان مثل هر ممکنالوجود دیگری نیازمند به فاعل است. از آن نظر که امری است ثابت و دائم نیازمند به فاعلی است ثابت و دائم. از آن نظر که امری است متصرم و متجدد نیازمند به قابلی است که آن قابل در قابلیت خودش دائمآ متجدد و متصرم باشد. این تقریبآ روی همان مبنای خود مرحوم آخوند است که هم حرکت توسطی را قبول دارد هم حرکت قطعی، هر دو را حقیقت و واقعیت میداند یعنی دو حیثیت واقعی در یک شیء میداند، ثبات و تجدد در آنِ واحد که دو امر متضاد و متناقض هستند؛ دو حیثیت واقعی در باب حرکت و در باب زمان قائل است. بنابراین میگوید که حیثیت ثبات زمان به فاعلش وابسته است و حیثیت تجدد و تصرّمش به قابلش، که در این باره در دو فصل بعد بیشتر بحث خواهیم کرد.
همچنین میگوید از جنبه وحدتش و از آن حیث که واحد است نیازمند به فاعلی است که مبرا و منزه از کثرت باشد؛ یعنی فاعل زمان نمیتواند یک امر جسمانی باشد. این خودش مسألهای است که فاعل و به وجود آورنده زمان ـ که فعلا بحث درباره همان زمان