درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
مکان هم نمیتواند مکانی باشد چون مکان در مرتبه فعل آن است و اگر خودش مکانی باشد مکانْ مشخِص آن و در مرتبه هویت آن است، پس علت مکان هم نمیتواند مکانی باشد. علت وضع هم نمیتواند وضعی باشد و همین طور.
اینجا ممکن است کسی ایراد بگیرد، بگوید ما در باب زمان به این جهت این سخن را میگفتیم که مجبور بودیم به یک زمان واحد قائل باشیم یعنی همه اشیاء در یک زمان واحد غوطهورند. در باب مکان که ما چنین حرفی را نداریم یا دلیلی برای این مطلب نداریم که بگوییم همه اشیاء در مکان واحد جای دارند. اگر مکان هم مانند زمان یکی باشد درست است، علت مکان نمیتواند مکانی باشد ولی اگر مکان به عدد اشیاء باشد و ما به مکان مشترک یعنی یک مکان واحد برای همه اشیاء قائل نباشیم چه مانعی دارد که شیء، مکانی باشد و علت مکانِ شیء دیگر بشود چون آن مکانی که معلول اوست غیر از مکانی است که مشخِص اوست.
این مطلب را ایشان طرح نکردهاند ولی ممکن است به صورت یک سؤال در اینجا مطرح بشود. بعد ببینیم که آیا این سؤال جواب دارد یا جواب ندارد و اساسآ ما میتوانیم زمان و مکان را از یکدیگر جدا کنیم و بگوییم همه اشیاء در زمان واحد اشتراک دارند و لی در مکان واحد اشتراک ندارند؟ یا این که نه، مکان واحد هم دارند؟ و همان طور که در عین اینکه زمان واحد دارند زمانهای متعدد هم برایشان اعتبار میشود ـ به عین همان بیان ـ در عین اینکه مکان واحد دارند مکانهای متعدد هم برایشان اعتبار میشود. این مطلب باشد تا بعد ببینیم که دربارهاش چه میتوانیم بگوییم. به هر حال مسأله زمان و مکان ـ و مخصوصآ اگر به مسأله وحدت زمان و مکان برسد ـ مسأله فوقالعاده مهمی است[١] .
[١] . سؤال : اين كه فرموديد علت زمان نمیتواند ماده فلك باشد چون ماده فلك زمانی است، توضيحیبفرماييد. ماده فلك چطور زمانی است و حال اين كه ماده را ازلی میدانند.استاد : به قول شما ازلی میدانند، باز هم زمانی است.ـ نه ازل به آن معنا كه روح زمان است، بلكه به اين معنا كه میگويند مادّه و مدّه اگر بخواهد حادثزمانی باشد...استاد : آن كه غير از اين مسأله است. جرم فلك با اجرام ديگر هيچ فرق نمیكند.ـ يعنی پيش از آن كه زمان درست شود زمانی است!استاد : ما هم همين را میگوييم كه پيش از آن كه زمان درست شود نمیتواند زمانی باشد
.ـ پس چون زمانی نيست میتواند علت زمان باشد.استاد : زمانی هست.ـ هنوز زمانی پيدا نشده، شما میفرماييد خودش علت قابلی زمان است.استاد : پس شما توجه نكرديد؛ میگويم به همين دليل [كه زمانی است] او علت زمان نيست. همينطور كه يك موجود زمينی ما زمانی است يك موجود آسمانی هم زمانی است، هيچ فرقی نيست. اينحركت میكند او هم حركت میكند. اگر شما گفتيد حركت ديروز فلك، آيا همين طور كه حركتديروز اين اتومبيل در يك زمان معينی هست حركت ديروز فلك در يك زمان قرار نگرفته؟ بديهیاست كه بلی. اين يعنی زمانی بودن. حالا اينكه ازلی باشد به معنای اينكه...* بر جميع ازمنه و ميانيك شیء مافوق زمان كه محيط بر زمانهاست. در باب فلك اين گونه است. حركات فلك هيچ فرقنمیكند. مثلا تمام اوضاعی كه در فلك رخ میدهد ـ تقدمها و تأخرها، پيش افتادن و پس افتادن ـعين همين [اوصافی است] كه حوادث اين عالم در...ـ علت قابلی زمان ـ كه همان ماده فلكی است ـ چطور زمانی است؟استاد : وقتی میگوييم ماده زمانی است، مكرر گفتهايم كه ماده از خودش حكمی ندارد، ماده يعنی يكامر مبهمالوجود كه تابع فعليت و صورت خودش است. وقتی فعليتش زمانی است او هم زمانی است.وقتی كه در صورت يك ماده شیء متحرك حركت هست ماده هم به تبع صورت حركت دارد، وقتیكه حركت باشد زمان هست، پس ماده هم در زمان است.* [افتادگی از نوار است.]