درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١ - اشکال و جواب
اشکال و جواب
در اینجا یک سؤال پیش میآید و آن این است که خود همین مشخصات متغیرند.
کدام فرد انسان است که کمیت ثابت، کیفیت ثابت، وضع ثابت یا زمان و مکان ثابت داشته باشد؟ حال آیا با تغییر این مشخصات، شخص از بین میرود؟ نه، شخص باقی است. پس اینها چطور مشخِص هستند در حالی که خودشان متغیرند؟.
جواب میدهند که مشخصات با «عرْض عریض» مشخص هستند، نظیر آنچه که اطبا در باب مزاج میگویند که این مثال در گذشته مطرح شد [١]. حاصل ترکیب چند عنصر و کیفیت حاصل از این ترکیب در یک موجود زنده را- که خود این ترکیب یک نوع ترکیب شیمیایی است- «مزاج» میگویند. قدما معتقد بودند که از اخلاط اربعه و طبایع اربعه، مزاجی برای فرد به وجود میآید که دارای خصوصیاتی مثل درجهای از حرارت، رطوبت، یبوست و امثال آن بوده و همراه با اخلاطی یعنی میزان معینی از خون، صفرا، بلغم و مانند اینهاست. اگر مزاج از بین برود، دیگر قابلیت حیات برای انسان باقی نمیماند و انسان میمیرد.
آیا مزاج یک حد معین و مشخصی است؟ آیا نسبتی از آب، هوا، خاک و آتش که طبق نظر قدما مزاج را تشکیل میدهد یک نسبت ریاضی و هندسی است که اگر اندکی بهم بخورد مزاج معدوم میشود؟ نه، این یک عرض عریضی دارد. آب از یک حد خاص نباید کمتر باشد و از حد خاص دیگری نباید بیشتر باشد. همینطور عناصر دیگر باید میان دو حد خاص باشند. مزاج حالت متوسطی است میان دو حد، نه اینکه خودش یک حد معین باشد. لهذا اگر حرارت بدن مقداری بالا یا پایین رود مزاج همچنان باقی است. اما اگر از درجه معینی بالاتر برود و یا از درجه معین دیگری پایینتر برود دیگر قابلیت ادامه حیات نیست. این نظیر آن چیزی است که امروز در مورد فشار خون میگویند. خون انسان هم یک امر مزاجی است. فشار خون باید میان دو حد معین باشد تا انسان بتواند زنده بماند. شرط بقای حیات یک حد فشار خون خاص نیست که اگر ذرهای بالاتر یا پایینتر از آن باشد مزاج و حیات به خطر بیفتد بلکه فشار خون میتواند میان دو حد نوسان کند.
[١]. [به جلسه چهاردهم ذیل عنوان «گریزی به یکی از راههای اثبات نفس» مراجعه شود.]