درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢ - مراد از ماهیت بالقوه
پس به یک اعتبار، شی ءِ در حال حرکت ماهیت ندارد آنطور که اشیاء ساکن ماهیت دارند و به یک اعتبار دیگر شی ءِ در حال حرکت به عدد مراتبی که برای آن قابل اعتبار است- یعنی به تعداد غیرمتناهی- ماهیت دارد. شی ءِ در حال حرکت به این معنی ماهیت دارد ولی این ماهیت ملازم با حد داشتن نیست بلکه ماهیت لابشرط است. در گذشته گفتیم که اگر ماهیات را به نحو بشرط لا اعتبار کنیم با یکدیگر تضاد دارند ولی ماهیاتی که به نحو لابشرط اعتبار میکنیم، همه در شی ءِ در حال حرکت جمع هستند. این مثل نبات و حیوان و انسان است که انسان به یک اعتبار نبات نیست اما نباتِ بشرط لا نیست. انسان حیوان هم نیست یعنی حیوان بشرط لا نیست و همینطور جماد بشرط لا نیست.
اما به یک اعتبار دیگر انسان مجمع تمام اینهاست؛ هم نبات است، هم حیوان است و هم جماد. از همین باب است که میگوییم عدد ١٠٠ به یک اعتبار شامل عدد ٩٠ نیست که همان اعتبار بشرط لاست و به یک اعتبار دیگر که همان اعتبار لابشرط است عدد ٩٠ در ضمن ١٠٠ هم هست.
پس جواب شیخ این شد که اگر مقصود شما از جوهر آنجا که میگویید: «آیا این جوهر در وسط اشتداد باقی است یا باقی نیست؟» وجود جوهر است میگوییم وجود جوهر باقی است به این معنا که محفوظ است و حتی بشخصه محفوظ است، و اگر مراد شما ماهیت جوهر است، ماهیت آن محفوظ نیست و نیازی هم نداریم که محفوظ باشد.
پس حافظ وحدت چیست؟ حافظ وحدت باید موضوع باشد و جوهر موضوع ندارد. پاسخ این مطلب را در گذشته گفتیم و مخصوصاً آقای طباطبایی در یک حاشیه این مطلب را خوب بیان کرده بودند که حتی در حرکات عرضی هم موضوع نقشی در حفظ وحدت ندارد. در حرکات عرضی، یک عرض در هر مرتبهای یک نوع مستقل است. اگر قائل به اصالت وجود بشویم باز همان وجود واحد است که به مراتب عرض وحدت میدهد ولی اگر قائل به اصالت وجود نشویم، حتی موضوع نمیتواند حافظ وحدت باشد، یعنی موضوع نمیتواند شخصیت اعراض را حفظ کند و این همان برهانی است که مرحوم آخوند و به تبع ایشان حاجی در منظومه اقامه کردهاند:
کون المراتب فی الاشتداد | انواعاً استنار للمراد | |