درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥ - روش مرحوم آخوند در بیان مسائل فلسفی
یکی از جوابهایی است که مرحوم آخوند به اشکال بقای موضوع داده است.
روش مرحوم آخوند در بیان مسائل فلسفی
در اینجا ممکن است چنین اشکال شود- و آقای طباطبایی هم اشارهای به این مطلب دارند- که چرا مثل مرحوم آخوند خودش را به این مخمصه گرفتار کرده و در صدد توجیه موضوع باقی بر آمده است؟ چرا ایشان در اینجا به نحوی به اشکال شیخ جواب داده است که کأنّه حرف شیخ را که ما در تمام حرکتها نیازمند به موضوعی هستیم که آن موضوع غیر از «ما فیه الحرکه» بوده و نیز باقی و مستمر باشد قبول دارد و همان توجیهی را که آنها در باب کون و فساد کردهاند توجیه کننده حرکت جوهری و نیز حرکت کمّی دانسته است؟.
ممکن است به این ایراد اینطور پاسخ داد- البته آقای طباطبایی به صورت ایراد نگفتهاند و فقط راه حل مورد نظر خود را گفتهاند- که غالباً بنای مرحوم آخوند در مسائل اینطور است که از راههای مختلف وارد یک مطلب میشود در حالی که به بعضی از آن راهها نیازی نیست و احیاناً بر خلاف مبانی خودش است. در واقع میخواهد بگوید شما که این ایراد را میگیرید ایرادتان حتی بر مبنای خودتان هم جواب دارد. پس ارزش جواب مرحوم آخوند در اینجا این مقدار است که به شیخ بگوید که بقای موضوع در حرکت جوهری ایرادی عظیمتر و بیشتر از کون و فسادی که خود شما به آن قائل هستید ندارد. چرا در اینجا این اشکال در نظر شما چنین مهم آمده است؟! همانطور که در آنجا قائل به موضوع باقی مستمری هستید که آن موضوع باقی «غیر ما فیه الکون و الفساد» است، در اینجا هم به همان شکل موضوع باقی مستمر داریم. مغایرت موضوع با «ما فیه الحرکه» در حرکت جوهری به اندازهمغایرت موضوع در آن جایی است که کون و فساد واقع میشود.
پس اینکه حرفهای مرحوم آخوند پایین و بالا دارد، نه به این دلیل است که ایشان از حرفهای خودش غفلت میکرده بلکه از این جهت است که روی مسلک قوم حرف میزده است. حتی خود مرحوم آخوند در بعضی از سخنانش، ولو به ندرت، گفته است که کون و فساد محال است، به همین دلیل که ماده نمیتواند در ضمن «صورةٌ ما» باقی باشد. ماده اگر بخواهد باقی باشد فقط در ضمن صورت واحد متدرج و یا در ضمن یک صورت ساکن و ثابت میتواند باقی باشد.
پس در مورد اینکه مرحوم آخوند در باب حرکت در جوهر به لزوم بقای موضوعی که