درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦١ - فصل ٢٥
من القوی النباتیة و الشخص بعینه باق.
فاذا أحکمت هذه القاعدة و تقررت لدیک [١] فقد علمت بوجود الحرکة فی الکم، و
[١]. مرحوم آخوند در اینجا مطلبی در باب حرکت کمّی میگوید. حکما قائل هستند که حرکت کمّی دو نوع است. نوع اول یا به نحو نمو است و یا به نحو ذبول. در حالت دوم که یک نوع حرکت تنقصی است نباتات و حیوانات کوچک میشوند و تنقص پیدا میکنند.
نوع دوم حرکت کمی، تخلخل و تکاثف است. درباره تخلخل و تکاثف قبلًا بهطور مختصر بحث کردیم. تخلخل یعنی ازدیاد مقدار جسم و تکاثف یعنی تنقص و کاهش مقدار جسم.
هر یک از تخلخل و تکاثف دو جور است: حقیقی و مجازی. اگر جسمی را بکشیم و حجم آن زیاد شود، این تخلخل واقعی نیست زیرا درون شیء خُلل و فُرَج وجود دارد [و با کشیدن آن این خلل و فرج بیشتر شده است.] همچنین اگر تحت فشار، جسمی مثل پنبه را کوچک کنیم تکاثف واقعی نیست و در واقع از خلل و فُرج آن کاسته شده است.
مثال پنبه یک مثال عامیانه است؛ درواقع همه چیز قابل تخلخل و تکاثف است. اگر آهنی را با پتک بکوبیم و این آهن از یک طرف فرورفتگی پیدا کند، بدون اینکه از طرف دیگر برآمدگی پیدا کند، این هم باز تکاثف واقعی نیست زیرا در اینجا هم برخی خلأهای موجود پر شده است. اینها محل بحث نیست.
این مسئله در میان قدما مطرح بوده است که آیا ممکن است جسم تخلخل واقعی و تکاثف واقعی پیدا کند؟ بحثی که فلاسفه میکنند یک بحث کلی است و آن این است که آیا امکان دارد که یک جسمِ [مسْمت] و توپر واقعی بر حجمش افزوده شود، بدون اینکه از خارج چیزی بر آن اضافه شود؟ همچنین آیا ممکن است یک جسم توپر واقعی بدون اینکه چیزی از آن کم شود از حجمش کاسته شود؟ مثل اینکه عالم را کوچک کنیم بدون اینکه چیزی از آن برداریم (قدما قائل به خلأ در عالم نیستند) و عالم را بزرگ کنیم بدون اینکه چیزی از خارج بر آن بیفزاییم.
حکما مدعی هستند که هم تخلخل واقعی ممکن است و هم تکاثف واقعی. تخلخل و تکاثف [واقعی] نوعی حرکت کمی است اما با نمو و ذبول فرق میکند. در نمو و ذبول شیء نامی تغذیه میکند، یعنی از خارج مادهای میگیرد. البته اینطور نیست که آن امر خارجی به همان نحو ضمیمه شود مثل گندمی که از بیرون میآورند و در انبار میریزند، بلکه قوه نامیه آن ماده خارجی را در درون خودش به جسم دیگری تبدیل میکند و حتی صورت جسمیه آن را میگیرد و صورت جسمیه جدید به آن میدهد. پس این جسم را با نوعی تغییر دادن جزء خودش میکند. وقتی هم که ذبول پیدا میکند باز قسمتی از درون خودش را بیرون میدهد و واقعاً کوچک میشود.
مرحوم آخوند میگوید موضوع در همه حرکتهای کمّی یک چیز نیست. موضوع در تخلخل و تکاثف «جسم بما هو جسم» است که تغییر کمّی پیدا میکند. پس موضوع در اینجا هیولای اولی است. در نمو و ذبول «جسم بما هو نامٍ» است که رشد و زوال پیدا