تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٣٠١ -           ذکر يحيي معاذ رازي قدس الله روحه العزيز
و گفت : هرکه امروز دوست دارد آنچه دشمن دارد فردا از پس در آيدش ، و هرکه امروز دشمن دارد آنچه دوست دارد فردا آن چيز بدو رسد .
و گفت : ضايع شدن دين از طمع است وباقي ماندن دين در ورع .
و گفت : با خوي نيک معصيت زيان ندارد .
و گفت : مقدار يک سپندان دانه از دوستي نزديک من دوست تر از آن است که هفتاد ساله عبادت بي دوستي .
و گفت : اعمال محتاج است به سه خصلت :علم ؛و نيت ، و اخلاص.
و گفت : به صدق توکل آزادي توان يافت از بندگي ، و به اخلاص استخراج جزا توان کرد ، و به رضا دادن به قضا عيش را خوش توان گردانيد .
و گفت : ايمان سه چيز است : خوف و رجا و محبت .و در ضمن خوف ترک گناه تا از آتش نجات يابي ، و در ضمن رجا در طاعت خوض کردن است تا بهشت يابي ، و در ضمن محبت احتمال مکروهات کردن است تا رضاي حق به حاصل آيد .
و گفت : عارف آن بود که هيچ چيز دوست تر از ذکر خداي ندارد .
و گفت : معرفت به دل تو راه نيابد تا معرفت را به نزديک تو حقي مانده است تا گزارده نگردد.
و گفت : خوف درختي است در دل و ثمره آن دعا و تضرع است . چون دل خايف گردد جمله جوارح به طاعت اجابت کند و از معاصي اجتناب نمايد .
و گفت : بلندترين منزل طالبان خوف است ، و بلندترين منزل واصلان حياست .
و گفت : هرچيزي را زينتي است ، و زينت عبادت خوف است و علامت خوف کوتاهي امل است .
و گفت : علامت فقر خوف فقر است .
و گفت : اخلاص خداي را پاک کردن عمل است از عيوب .
و گفت : علامت شوق آن است که جوارح از شهوات نگاه داري و علامت شوق به خداي دوستي زندگي است با راحت به هم . يعني چون حيات بود و رنج نبود که بسوزاند شوقش زيادت شود .
و گفت : طاعت خزانه خداي است و کليد آن دعا .