تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٢٥ -           ذکر ابوسليمان دارائي قدس الله روحه
و گفت :هرکه باطن خود را درست کند به مراقبت و اخلاص خداي تعالي ظاهر او آراسته گرداند به مجاهده و اتباع سنت .
و گفت :آنکه به حرکات دل در محل غيب عالم بود بهتر از آنکه به حرکات جوارح عالم بود .
و گفت :پيوسته عارفان فرو مي برند خندق رضا و غواصي مي کنند در بحر صفا و بيرون مي آرند جواهر وفا ، تا لاجرم به خداي مي رسند در سر و خفا .
گفت : سه چيز است که اگر آن را بيابند از آن بهره دارند و ما نيافتيم : دوستي نيکو با صيانت ، و با وفا ، و باشفقت .
و نقل است که تصنيفي مي کرد : درويشي از وي پرسيد :معرفت ، حق حق است بربرنده يا حق بنده بر حق ؟ او بدين سخن ترک تصنيف کرد .يعني اگر گويي معرفت بنده به خود مي شناسد و به جهد خود حاصل مي کند ، پس بنده را حقي بود بر حق ، و اين روا نبود . و اگر معرفت حق حق بود ، بربنده روا نبود که حق را حقي ببياد گزارد . اينجا متحير شد و ترک تصنيف کرد . ديگر معني آن است که چون معرفت حق حق است تا از جهت کرم اين حق بگزارم . کتاب کردن در معرفت به چه کار آيد ؟ حق خود آنچه حق بنده بود بدو دهد که اذبني ربي . اگر کسي بود که حق آن حق خواهد گزارد در معنيانک لاتهدي من اجببت بود . لاحرم ترک تصنيف کرد . ديگر معني آ« است که معرفت حق حق است بر بنده بدان معني که چون حق بنده را معرفت داد بنده را واجب است حق آن حق گزاردن . چون هر حق که بنده به عبادت خواهد گزارد هم حق حق خواهد بود و به توفيق او خواهد بود . پس بنده را حقي که بود که با حق حق ، حق گزارد ، پس کتاب تصنيف کرد والله اعلم بالصواب .
ابن مسروق گفت : حارث آن وقت که وفات کرد به درمي محتاج بود ، و از پدرش ضياع بسيار مانده بود ، وهيچ نگرفت و هم در آن ساعت که دست تنگ بود فروشد . رحمةالله عليه رحمةواسعة.
٢٣
ذکر ابوسليمان دارائي قدس الله روحه