تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٣٢٦
و گفت : هرکه در همه حال فضل خداي مي بيند بر خويشتن اميد مي دارم که از هالکان نباشد .
و گفت : مبادا که عبادت خداي تو را پشتي بود تا معبود معبود بود .
و گفت : فاضلترين چيزي اهل اعمال را مراقبت خويش است با خداي .
و گفت : چه نيکوست استغنا به خداي و چه زشت است استغنا با نام .
و گفت : هرکه جرعه اي از شراب ذوق چشيد بيهوش شد به صفتي که بهوش نتواند آمد مگر در وقت لقا و مشاهده.
و گفت : حال مفارقت نکند از عالم و مفارقت نکند با قبول .
و گفت : خلق خبر مي دهند از وصول و از قرب و از مقامات عالي و مرا همه آرزوي آن است که دلالت کنند مرا به راهي که آن ره حق بود و اگرهمه يک لحظه بود .
و گفت : عبادات در ظاهر سرور است و در حقيقت غرور از آنکه مقدور سبقت گرفته است و اصل آن است که کس به فعل خود شاد نشود مگر مغروري .
و گفت : معاصي بريد کفر است چنانکه زهر بر يد مرگ است .
و گفت : هرکه داند که او را برخواهند انگيخت و حسابش خواهند کرد و از معاصي اجتناب ننمايد و از مخالفات روي نگرداند يقين است که از سر خود خبر مي دهد که من ايمان ندارم به بعث و حساب .
و گفت : هرکه دوست دارد که دل او متواضع شود گو در صحبت صالحان باش و خدمت ايشان را ملازم .
و گفت : روشني تنها به خدمت او است و روشني جانها به استقامت .
و گفت : تقوي در حلال محض است و بس .
و گفت : تصوف همه ادب است .
و گفت : بنده در توبه بر هيچ کار نيست زيرا که توبه آن است که بدو آيد نه آنکه از او آيد .
و گفت : هر عمل که شايسته بود آن را برند و بر تو فراموش کنند .
و گفت : نابينا آن است که خداي را به اشياء بيند و نبيند اشياء را به خدا و بينا آن است که از خداي بود نظر او به مکونات .